تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

فصل سوم اردبيل در ايام استبداد صغير

قتل يك افسر روس و تغيير حكمران اردبيل

در اين ايام واقعهء ديگرى در اين ولايت اتفاق افتاد كه چون از لحاظ روابط خارجى ايران قابل اعتناء بود باقتباس از نوشتهء مرحوم محسنى بذكر آن مبادرت مينمائيم . اين حادثه عبارت از برخورد مسلحانه‌اى بود كه بين عشاير و سالداتهاى روس در بيله سوار رخ داد و بر اثر آن يك افسر روس كشته شد . برخورد مرزى گاه‌وبيگاه بين عشاير و مرزداران روسى صورت ميگرفت زيرا طوايفى از شاهسونان ، كه از جدا شدن قفقاز از ايران ، ناراضى بودند براى غارت و چپاول بآنطرف مرز ميرفتند و مزاحمتهائى ميكردند ولى كمتر اتفاق ميافتاد كه سرباز يا افسرى از روسها كشته شود . چون دولت مركزى ضعيف و كشمكشهاى سياسى اركان حكومت را متزلزل كرده بود موضوع از طرف دولت قابل توجه به نظر ميرسيد اين بود كه رشيد الملك از حكومت معزول و امير معزز گروسى بجاى وى منصوب شد و سالار موقر معروف به ايل بيگى شاهسون نيز براى رفع غائله بمرز اعزام گرديد و اين واقعه با سازشى كه بين نمايندگان دو دولت به عمل آمد بخير انجاميد . خونبهاى افسر روس هيجده هزار منات تعيين گشت و بفاصلهء 24 ساعت از تجار اردبيل قرض و پرداخت گرديد . رشيد الملك و جانشينش امير معزز ، هردو از نوكران صميمى محمد عليشاه و تربيت يافتگان مكتب استبداد بودند ولى امير معزز زرنگى و سياست رشيد الملك را نداشت و بدينجهة در اردبيل دست به كارهاى دژخيمانه‌اى زد و بر خلاف پسرش شادروان دريادار بايندر ، كه در سوم شهريور شوم 1320 خورشيدى در مقابل تجاوز انگليسها بايران جان خود را در جنوب كشور از دست داد و در تاريخ ايران نام نيكى يافت ، امير معزز با قتل و شكنجه‌هاى بس زشت و ظالمانه‌ايكه بر آزاديخواهان اردبيل روا داشت خاطرات
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 203 | بابا صفرى