تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
قلاع مزبور به تصرف سپاهيان دولت درآمد . پس از ورود نايب السلطنه به مشهد اكثر خوانين و امراى خراسان از اطراف و اكناف به نزد وى آمدند . رضا قلى خان ايلخانى زعفرانلو و يكى دو نفر ديگر نيامدند . عباس ميرزا به حدود قوچان لشكر كشيد و رضا قلى خان به ميرزا ابو القاسم قائم مقام متوسل شده او را شفيع خود قرار داد ، باوجود اين ، نايب السلطنه از رفتن به آن حدود منصرف نگرديد . نايب السلطنه قلاع و سنگرهاى مستحكم او را يكى پس از ديگرى به غلبه گرفت و سرانجام رضا قلى خان تسليم و توقيف گرديد و پسرش سامخان به جاى پدر ايلخانى شد . پس از اينكه رضا قلى خان تسليم شد او را تحت الحفظ از قوچان به مشهد آورده در ارگ زندانى نمودند و چندى بعد هم كه محمد خان قرائى دستگير شد او را نيز به زندان رضا قلى خان وارد كرده و اين دو نفر رقيب و بزرگترين امراى سركش خراسان با هم در يك جا زندانى شدند . عباس ميرزا نايب السلطنه به واسطهء اهميتى كه رضا قلى خان در بين امرا و خوانين خراسان داشت و در درجهء اول بود ، رعايت او را خيلى مىنمود و به اين جهت چندان فشار زيادى بر او وارد نمىآورد . پس از سه روز كه از ورود او به مشهد گذشت خواست به حمام برود و با رفتن او به حمام موافقت شد و چون قبلا با نوكران محرم خود قرار داده بودند كه به محض بيرون آمدن از حمام اسب و تفنگ و خنجر براى او حاضر نمايند ، گماشتگان او چنين كردند . رضا قلى خان پس از شست و شوى خود هنگامى كه از حمام كه در بالا خيابان واقع بود بيرون آمد تفنگ و خنجر را گرفته سوار اسب شد و فرار نمود . سه تن از نگهبانان او را دنبال كرده سرانجام به وى رسيده لجام اسب او را محكم بگرفتند . رضا قلى خان يكى را با گلولهء تفنگ و ديگرى را با شمشير كشت و باز به فرار خود ادامه داد . از تاخت‌وتاز روى هر نظر و فكرى بود ، از اسب خود پايين شد و پياده دوان‌دوان خواست خود را به حرم امام رضا عليه السلام رسانده و در آنجا پناه جويد و بست نشيند ، در ميان راه بعضى افراد لشكرى او را شناخته و دستگيرش كردند و در حين دستگيرى به آنان سخت گلاويز شده و مشغول به نبرد گرديده لشكريان در حين نبرد ريش او را كندند و لباسهاى او را پاره‌پاره كردند ، به طورى كه تنش عريان گرديد و سر و مغزش را نيز با چوب و سنگ