تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
مايه زيادى گذاشت تا اينكه مورد عفو واقع شد و خودش از آمدن نزد شاه امتناع ورزيد . به‌طورى كه قبلا تذكر داده شد در سال 1343 ق . به واسطهء بىنظمى شديدى كه در غياب حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه در خراسان روى داد فتحعلى شاه حسين خان سردار و برادرش حسن خان سارى اصلان را براى انتظامات امور خراسان به آن سامان فرستاد . رضا قلى خان كه در اين ايام نيشابور و چناران و رادكان را براى خود تصرف كرده بود چندان اطاعت و اعتنايى به حسين خان سردار نداشت . در اين هنگام حسين خان ناچار شد با محمد خان پسر اسحق خان قرائى معروف ، بر عليه رضا قلى خان سازش كرده او را با شش هزار نفر لشكرى به سردارى برادر خود به سركوبى رضا قلى خان به سر نيشابور فرستاد لكن كارى از پيش نبرد و بر مخالفت و عدم اطاعت رضا قلى خان افزود . تا اينكه رضا قلى خان شرحى به فتحعلى شاه نوشته و در آنجا تذكر داده در صورتى كه يكى از شاهزادگان به جاى حسين‌خان سردار به حكومت فرستاده شود همگى از وى اطاعت خواهند نمود . فتحعلى شاه نيز احمد على ميرزا پسر نوزدهم خود را به حكومت خراسان تعيين و حسين خان و حسن خان را به تهران احضار نمود . خوانين خراسان بالاخص رضا قلى خان به‌طورى كه تعهد كرده بودند ، از شاهزاده اطاعت كرده به نزد وى آمدند . » « 1 » ماجراى ياغىگرى رضا قلى خان عليه فتحعلى شاه قاجار بدين‌گونه است كه : چندى پس از فوت امير گونه خان ، رضا قلى خان حاكم قوچان شد ، تكبر و غرور كار او را به جايى رسانيد كه سر از اطاعت سلطان ايران تافت ، اول خود اعليحضرت شخصا با سپاه براى قلع و قمع خان مزبور به شهر كهنهء قوچان آمد . چون زمستان و هوا سرد بود اردو در شمال شهر كهنه كنار باغات فيلاب « 2 » و در تپه دهچه چادر زده روزها به انداختن زنبورك اهالى قوچان را هراسان مىساختند ، اما تخم خان را غمى نبود چرا كه برج و باروى شهر طورى محكم و خندق دور شهر به قدرى عميق و پرآب بود و شمخالچيها و قراولان در بروج شب و روز چون ستاره نگهبان بوده دقيقه‌اى غفلت نمىورزيدند . به علاوه اهالى شهر و كسبه و جميع اصناف مجبورا مسلح و مجهز گرديده هركسى كه
هامش
( 1 ) . بامداد ، مهدى . شرح حال رجال ايران در قرون 12 - 13 - 14 ، تهران ، 1347 ، ج 2 ، ص 25 - 28 . ( 2 ) . فيلاب ، دهى است در سه كيلومترى شهر قوچان .