چناران ، تشكيل داد . از ولايات پنجگانهء مزبور در اين زمان سه ولايت يعنى بجنورد ، قوچان و درگز پابرجاست و ضمنا حكومت درگز نه با سلسلهء كردى بل با خاندان ترك است . مقتدرترين حكام مزبور كه حكمران قوچان است به لقب تركى ايلخانى ملقب مىباشد .
كوچ دادن اكراد از تاختوتاز تراكمه جلوگيرى نكرد . اين دو حريف لايق هم بودند ؛ هيچيك از طرفين نمىتوانست به فتح قطعى نايل شود . كردها فقط مىتوانستند مزارع اتك « 1 » را تار و مار كرده انتقام تاختوتاز تراكمه را از اين راه بكشند . » « 2 »
مؤلف كتاب نامهء عالمآراى نادرى دربارهء مهاجرت اكراد به خبوشان مىنويسد . . . « مخفى نماند چون در ايام جلوس شاه عباس صفوى كه بلاد خراسان از لوث وجود عبد المؤمن خان ازبك سترده ، ممالك موروثى را كه چندين سال در تصرف مخالفان بود به عنايت الهى استرداد نمود به خيال آن افتاد كه ، چون هميشه در زمان خاقان سليمان شاه اسماعيل و شاه طهماسب اجداد بزرگوارش طايفه ازبكيه دست تسلط در زمين خراسان به هم مىرسانند ، اولى اين است كه جمعى از ايلات و احشامات آذربايجان كوچانيده در نواحى بلاد خراسان سكنى دهد ، كه با طوايف ازبكيه نقيض بوده ، شايد بدان امورات ضبط و نسق خراسان مضبوط گردد . تا اينكه بعد از تسلط ممالك آذربايجان از نواحى ارومى به قدر چهار هزار و پانصد خانوار از جماعت افشار كوچانيده و در نواحى ابيورد و دره جز ، سكنى نمودند ، و بعد كه تسلط به نواحى ارض روم و بلبارس به هم رسانيدند قريب سى هزار خانوار از طايفهء اكراد كوچانيده آنها را روانهء خراسان نمود كه از نواحى خبوشان الى آلاداغ سكنى ، و جمعى از قاجار نواحى ولايت تبريز نيز روانهء مرو نموده ، فرقهاى از طايفهء بيات ايروان را به نيشابور مقرر فرموده كه آمده سكنى نمايند ، و از سمت گنجه و قراباغ از طوايف قاجار جمعى را كوچانيده روانهء دار المؤمنين استر اباد نمود كه در آنجا توطن نمايند . « 3 »
هامش
( 1 ) . نام محلى در شمال شرقى خراسان ، فرهنگ عميد .
( 2 ) . بار تولد ، و . و . تذكره جغرافياى تاريخى ايران ، ص 142 .
( 3 ) . محمد كاظم ، نامهء عالمآراى نادرى ، چاپ عكسى ، مسكو ، 1960 ، ص 4 الف .