قوچان رسيدهام پيش از بيان مطالب ديگر جا دارد كه راجع به اخلاق اهالى اين ولايت عمدهء مرزى و شخصيت سركردهء آن اشاراتى بكنم .
از پنج مركز اصلى اسكان كردها در خراسان فقط سه تا از آنها تاكنون باقىمانده است : قوچان ، بجنورد ، درگز . كردها طبعى ساده ولى خشن و استقلال طلب دارند و موقعى كه ابتدا وارد محل جديد شدند زندگى بىآرام و عادت غارتگرى ايشان كه به آن علاقهمند بودند تأثير نامساعدى در اخلاق مردم آن حدود بر جاى گذاشت .
مسافرانى كه ايشان را در روزگار غارتگرى تركمنها در حدود مرزى ديده بودند ، و هر دو طرف را در حال غارت و راهزنى مشاهده كردهاند نوشتهاند كه بين اين دو دسته درواقع فرقى نبوده است . . . تركمنها همواره حريف رقيبى براى كردها بودند و برعكس . و اگر ما راجع به قتل و فساد تركمنهاى اتك در ايران كمتر شنيدهايم و كردها نسبت به اتكها حالت تمكين ابراز داشتهاند ، شايد براى اين است كه هيچ مسافر كنجكاوى جرئت نكرده است كه قدم به سرزمين تركمنها بگذارد و حال آنكه صدها نفر ناظر قتل و كشتار در صفحات خراسان بودند . از لحاظ چهره ، كردها به آسانى از ايرانيها قابل تميزند « 1 » ، هم از قيافه و هم به واسطهء لباس . ايشان نژاد نيرومند و ستبرى هستند ، قيافهاى باز دارند و گاهى خطوط خوش تركيب قويا در صورت آنها ديده مىشود و گاهى نيز خوش صورتند و موهاى نامرتب در سر و ريش دارند . . . »
هامش
( 1 ) . لرد كرزن بر مبناى مأموريت استعمارى ، اكراد را از ايرانىها قابل تميز مىداند در صورتى كه به استناد مدارك تاريخى اكراد قوم ايرانى هستند . « . . . بر اثر تحقيقات و متتبعات جمعى از دانشمندان آلمانى و انگليسى و فرانسوى ، نژاد حقيقى كرد روشن شده و دانشمندان مزبور به استناد كتب تاريخى عهد قديم يونان و بعضى از نوشتجات مورخان و علماى جغرافى اسلامى و مطالعه احوال قبايل كرد در ايران و تركيه ، ايرانى بودن اكراد را بهطور قطع و يقين ثابت و مدلل نمودهاند . . . » ( نقل از كتاب كردستان ، تأليف على اصغر شميم ، تهران ، 1312 ، ص 24 ) .