11 . ناخن جدا شده را زير خاك دفن مىكنند .
12 . اگر آب در موقع پاشيدن صدا كرد ، مهمان مىآيد .
13 . اگر تكهاى نان روى سفره بنشيند مىگويند مهمان مىآيد .
14 . در موقع اجراى مراسم عقد ، حاضران بايد انگشتان دستهاى خود را كه روى زانو قرار دادهاند ، باز نگه مىدارند . زيرا دستهاى بسته را باعث گره خوردن كار داماد مىدانند .
15 . وقتى افراد را مىشمارند ، « يك كلوخ ، دو كلوخ ، . . . » مىگويند .
16 . در شب ناخن گرفتن را بد مىدانند .
17 . اگر كتاب به صورت باز رها شود مىگويند شيطان آن را مىخواند .
18 . هرگونه ترشى را با ماست خوردن مضر مىدانند و معتقدند كه « ترشى سفيدى » پيسى مىآورد .
19 . استكان را اگر روى نعلبكى وارو بگذارند و نزد كسى ببرند ، آن شخص توهين به خود مىداند .
20 . معتقدند كه دور يك فرد چرخيدن و آدمها را با دست شمردن مايهء كم عمرى است .
21 . وقتى زن بيوهاى را مجددا براى كسى عقد مىكنند ، نبايد در عقد بماند و الا بستگان شوهر مريض مىشوند .
متلها : متل يا ادبيات شفاهى موزون و همچنين قصههاى سينهبهسينهاى كه بين مردم قوچان رواج دارد از آثار ذوق قديميها و داراى رمز و اشاراتى از احوال گذشتگان است كه هنوز ذهن مردم اين سرزمين را به خود مشغول داشته است .
ما براى نمونه يكى از متلهاى موزون را در اينجا نقل مىكنيم :
رفتم به سوى صحرا ، ديدم سوار تنها ، گفتم سوار كيستى ، گفتا سوار قيصر ، گفتم چه دارى در بغل ، گفتا كتاب پر غزل ، گفتم بخوان تا گوش كنم ، گفتا مىخوانم دردسر ؛ مىزنم طبل علا ، مىروم پيش خدا ، چه خداى خوشنام ، از هزارش يك نام ، منم منم بندهء او ، بندهء شرمندهء او ، دست در حلقهء او ، پا در كعبهء او ، مرغى مىشدم ، آب زمزم مىخوردم ، ريگ بيابان مىچيدم ، ننه كيه ننه حوا ، بابا كيه بابا آدم ، از كجا مىآيى از خاك ، سر فرود مىآوريم به خاك .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: رمضانعلى شاكرى
ص٤١٤