بو گرفتن بچه
بعضى از بچههاى شيرخوار تا سن چهار سالگى ، به اصطلاح محلى استخوانشان سر ماه و آخر ماه عادت به گلو گرفتن دارد . اگر گلوى بچه را با دست پخش نكنند گلويش به هم مىآيد و نمىتواند شير بمكد ، اين عمل را گلو برداشتن مىگويند . اگر طفل بعد از گلو برداشتن علاج نشود دوايى كه معروف به « جنگ » يا « دواى بجنوردى » است به پيشانى او مىمالند . در اين وضع اگر بچه شيرخوار ديگرى كه استخوانش آمادگى عادت دارد با اين بچه روبهرو شود مىگويند : اين بچه « بو گرفته » و علامت آن اين است كه حال بچه به هم مىخورد و حالت تهوع پيدا مىكند كه گاهى خطرناك است . تنها علاج آن در بين مردم اين است كه اولا زود متوجه شوند و بچهء بو گرفته را به موقع نزد كسى كه مجرب است ببرند تا پس از برداشتن گلو ، بين دو ابروى بچه را به شكل ضربدر ( ) تيغ بزند .
ثانيا قدرى از آن « جنگ » يا « دواى بجنوردى » روى آن مىپاشند تا بيمارى بچه علاج مىشود . اين بو گرفتن بچه و كيفيت معالجهء آن هنوز از لحاظ علمى در نزد محققان پزشكى روشن نشده است .
خروسك
گاهى كودكان بر اثر سرماخوردگى و به اصطلاح « بوى روغن شنيدن » مبتلا به خروسك مىشوند ، يعنى گلوى بچه به هم مىآيد و نفس كشيدن برايش مشكل مىشود .
بهطورىكه در موقع سرفه كردن صداى خروس خارج مىشود و مىگويند بچه خروسك گرفته است .
راه علاج آن نزد مردم آن است كه خروسى را كه داراى « چل تاج » است مىگيرند و قدرى از تاج آن مىبرند و از خون آن به گلوى بچه مىمالند و با دست به پشت خروس مىزنند تا توى دهان بچه صدا كند ، سپس بچه را استراحت مىدهند تا خوب شود .