تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
خيرى كن و احسانى آن‌قدر كه بتوانى * از كار پريشانى روزى گرهى واكن « افشار » از اين منزل برتاب عنان دل * در كوى ولاى دوست آهنگ تولا كن
و شعرى ديگر از آقاى افشار ، غزل
اى پادشاه حسن كه مشكل گشا تويى * در ملك طوس قبلهء هفتم رضا تويى از هركجا به سوى تو آيند خاص و عام * ز آن‌رو كه بهر يكسره حاجت روا تويى دردم به جان رسيد و طبيبم جواب گفت * ديگر كجا روم كه طبيب و دوا تويى دست مرا بگير كه افتاده‌ام ز پاى * چون دستگير و يار درافتاده پا تويى شمس الشموس و مطلع انوار روى تست * بدر الدجى تويى و شمس الضحى تويى پروانه‌وار گرد وجودت به گردشند * خلق جهان كه بر همگان مقتدا تويى محرم شوند در حرمت موقع طواف * زيرا كه محرم حرم كبريا تويى مهجورم ار ز فيض تشرف ولى ز دور « 1 » * با دل زيارت تو كنم هركجا تويى
هامش
( 1 ) . اين شعر موقعى سروده شده است كه شاعر دور از مشهد بوده و در بيجار به عنوان شهردار خدمت مىكرده است .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 380 | رمضانعلى شاكرى