تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
شده و به قوچان مراجعت مىنمايد و بلافاصله به قريهء خود مىرود و از آنجا براى ديدار خاله‌اش به بجنورد مسافرت مىكند . در بجنورد با همفكرى يكى از دوستان همدرسش مصمم مىشوند كه به مشهد بروند و اثاثهء مختصر تحصيلى خود را بردارند و براى ادامهء تحصيل به اصفهان مسافرت كنند . در سال 1313 ق . اوايل جلوس مظفر الدين شاه ، به قول خودش در سن 19 يا 20 سالگى با همراهى همان دوست تحصيلىاش با يك الاغ پير كه اثاثهء مختصرشان را بار كرده‌اند ، پياده طى طريق نموده و پس از عبور از تربت حيدريه و گناباد و طبس از راه كوير و بيابان لوت با تحمل مشقات و مرارتهاى فوق الطاقه وارد يزد شده و از آنجا به اصفهان مىرسند . به محض ورود به اصفهان در يكى از حجرات مسجد شاه و مسجد عربون ساكن مىگردند . وى نزد آخوند كاشى منظومهء حاج ملا هادى سبزوارى را مىخواند و رسائل را از شيخ عبد الكريم گزى و حكمت را نزد ميرزا جهانگير خان مىآموزد ، گاهى هم فقه را نزد آقا نجفى برادر ثقة الاسلام و قوانين را نزد شيخ على بابا تلمذ مىكند . خود او مىنويسد : « . . . خارج را نزد سيد باقر رفتم ، در اوايل تحصيل ، اصفهان بسيار سخت گذشت به‌طورى كه در مدت شش ماه اول سه روز گرسنه به سر برده و ناچار شدم يكى از كتابهاى خود را به نام كتاب معالى به دو قران فروخته سد جوع نمايم . . . » اين همه گرسنگى و مشقت را در راه تحصيل بر خود هموار داشته است ، و اين در حالى است كه مىبينيم در به دو تحصيل ، بىرغبتى فراوان به مدرسه داشته و هواى پاك بيابان و خرّمى صحرا و چرانيدن گوسفندان و شنيدن آواز بلبلان را بر جاى تنگ و تاريك مدرسه ترجيح مىداده است ، و حال چنان شيفتهء علم و تحصيل مىگردد كه نه تنها همهء مشقات زندگى و گرسنگى و غربت را متحمل مىشود ، بلكه اصرار دارد در بىنيازى و وارستگى تحصيل علم كند . حتى گاه به فكر رياضت مىافتاده است . روزى مصمم مىشود كه براى مدت چهل روز در تخته فولاد اصفهان ، « رياضتخانهء » شيخ بهائى ، برود و روزها را روزه‌دار باشد و شبها را اگر بخواهد ، از آن زيرزمين خارج شود . فقط يك من برنج براى خوراك تهيه كند . در آب زاينده رود تطهير كند و شبى يك سير از آن برنج را در قابلمهء كوچكى بدون روغن و گوشت بپزد و آن هم افطار و هم سحرى او باشد . ولى بعد منصرف مىشود