تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
24 . آخوند ملا محمد كاظم همدانى ف . 1326 ق . فقيه و مدفن وى در صحن آستانهء شهر كهنه است . 25 . فقير محمد على درويش ابن حاجى ملا نقى كلاهدوز ، از عرفاى اخير قوچان . حاج ملا محمد مستجاب الدعوه از معمران شهر كهنهء قوچان كه هم‌اكنون نود و دو سال از عمرش مىگذرد براى نگارنده نقل كرد كه در كودكى فقير محمد على را خدمت مىكرده است . دربارهء او اظهار داشت هنگامى كه فقير كوچك بوده روزى در دكان كلاهدوزى پدرش نشسته بوده درويشى را مىبيند كه مشغول مداحى است ، تصميم مىگيرد آن قران چرخى نقره‌اى را كه در آن زمان تازه سكه خورده و رواج يافته و جز در دست معدودى از اعيان ديده نمىشده به آن درويش بدهد . وقتى سكه را كه در دست دارد تماشا مىكند خوشش مىآيد و از تصميم خود منصرف مىشود . قصد مىكند كه از سكه‌هاى لكّه‌اى فتحعلى شاهى كه خيلى معمول و كم‌ارزش بوده بدهد ولى مجددا از تصميمش منصرف شده على رغم ميلش همان قران چرخى نقره‌اى را به درويش مىدهد . درويش به فقير مىگويد « حال كه بر خلاف نفست اين قران نقره‌اى را به من دادى ، من به خودت رد مىكنم ، مال خودت . » و مطالبى ديگر مىگويد كه او را دگرگون مىسازد . درويش خداحافظى مىكند و زمانى كه فقير مىخواهد مطلب ديگرى سؤال كند درويش از نظر ناپديد مىشود . حاج منجم باشى ، حاج نجم الملك ميرزا عبد الغفار پسر ملا على محمد اصفهانى ملقب به نجم الدوله ، در عرفان و سلوك به فقير محمد على قوچانى وابسته بود « 1 » « . . . فقير محمد على خبوشانى كه در اين عهد يگانه معروف به زهد و انزوا در يك غار تاريكى بود ساكت و تا چند سال قبل در همان غار ( كذا ) كه ملكى خودش بود مرحوم و مدفون شد و اخيرا ديگر نه صدا مىشنيد و نه چيزى مىديد از امتداد انزوا . . . » « 2 » محمد حسن خان صنيع الدوله كه در ملازمت ناصر الدين شاه به قوچان سفر كرد به ملاقات فقير نايل گرديد . نگارنده وقتى در شهر كهنه ( قوچان عتيق ) به سراغ مزار فقير كه
هامش
( 1 ) . حسينى بلاغى ، سيد عبد الحجة . تاريخ تهران ، قم ، 1350 ش . ج 1 . ( 2 ) . كيوان قزوينى ، عباسعلى . رازگشا ، تهران ، 1350 ق . ص 249 .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 345 | رمضانعلى شاكرى