تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مجدداً سلطان مسعود در سال 431 ق . براى مواجهه با سپاهيان سلجوقى كه غالب شهرهاى خراسان را مورد تعرض قرار داده بودند از هرات به طول و استوا ( قوچان ) آمد و از آنجا به نيشابور رفت . « 1 » ابن اثير جزرى در كتاب معروف تاريخ الكامل خود تحت عنوان : ( ذكر اسر المؤيد و خلاصه ) در باب واقعهء سنه 553 ق . چنين آورده است . قد ذكرنا ان المؤيد اى ابه تخلف عن السلطان ركن الدين محمود بن محمد بجرجان فلما كان الان سارمن جرجان الى خراسان فنزل بقرية من قرى خبوشان اسمها زانك و بها حصن فسمع الغز بوصوله الى زانك فسارو اليه و حصروه فيه فخرج منه هاربا فراه واحد من الغز فاخذه فوعده بمال جزيل ان اطلقه فقال الغزى اين المال . « 2 » « ( بيان گرفتار شدن و خلاصى مؤيد ) يادآور شديم كه مؤيد ( ابه ) از ركن الدين محمود بن محمد روى گردانيد و به جرجان و از آنجا به خراسان رفت و در يكى از دهات خبوشان كه نامش زانك است فرود آمد . تركان غز چون خبر رسيدن او را به زانك شنيدند به سوى او حركت كردند و در آن دهكده محاصره‌اش كردند . او از زانك گريخت ولى يكى از سپاهيان غز او را ديد و گرفتار ساخت . مؤيد وى را وعدهء مال فراوان داد تا رهايش سازد . سپاهى غز گفت مال كجاست ؟ » در زمان سلاجقهء ، آوازهء دليرى و سلحشورى ايل افشار عالمگير شد و كلمه « اوشار » در نظر تركمانان و ازبكان و تاتار چنان وحشت‌آور بود كه بچه‌هاى خود را با بيان « اوشار گلدى » مىترسانيدند . در حملهء مغول به ايران پسر بزرگ چنگيز به نام جوجى خان حكمران خوارزم و اتك شد ، وى با خراسانيان رفتارى ظالمانه و بيرحمانه داشت و در نتيجهء پايدارى و سرسختى ايل افشار ، آنان را از خراسان به غرب ايران تبعيد كرد ، ولى چندى نگذشت كه عده‌اى از بقاياى آنان همراه با ساير ايلات كلات و رادكان بر حكومت مغولها شوريدند و به سردارى شيخ سربداريه ، حكمرانان چنگيز را مغلوب كرده و طغاتيمور آخرين سلطان مغول را كشتند و حكومت مستقلى در خراسان تشكيل
هامش
( 1 ) . مؤيد ثابتى ، سيد على . تاريخ نيشابور ، تهران ، 1325 ، ص 54 . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، بيروت ، 1386 ق . ج 11 ، ص 233 .