تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
واثق : جناب صدر الشّريعه شيخ عبد الحىّ ، ابن جناب شيخ مفيد داور ؛ نامش در ذكر بقعهء شاهچراغ گذشت .
الا يا ايها السّاقى بكن رحمى بر اين دلها * كه دارند اشتياق مى ، ادر كأسا و ناولها
بسى مشكل شدم حاصل به روز فرقتت امّا * چو ديدم روى خوبت ، شد مراحل ، جمله مشكلها
چراغ روى خوبان كى ببخشد روشنى آنگه * كه مهر طلعت او پرتو اندازد به محفلها
واصلى « 1 » : مرحوم آقا خان ما فى ؛ طبعش روان و صافى ؛ در خطّ نستعليق ، طاق و يگانهء آفاق :
خشمگين رفت و بيامد به سرم از سر ناز * عمر بگذشته كه گويد كه به سر نايد باز ؟
كى توانم كه دل از مهر رخت برگيرم * كه تويى در همه آفاق به خوبى ممتاز
ميل آزاديم از كنج قفس نيست كه نيست * پر و بالى كه كنم سوى گلستان پرواز
وجدى « 2 » : مرحوم ميرزا محمّد على منشى ؛ در سرودن شعر قادر بود و به نگاشتن خطّ نستعليق ، ماهر :
هامش
( 1 ) . واصلى ، بر اوراق متفرّقه ، قريب پنج شش هزار بيت دارد ؛ به دست خلف نااهلش افتاده ؛ چندانكه انتخابى از آنها خواستم بنمايم ، به مماطله و مسامحه گذرانيد . ناچار اين چند شعر را كه از او به ياد داشتم ، نگاشتم و از عجايب امور اينكه چند شب بعد از فوت وى ، به خوابش ديدم در حالتى كه مكرر اين بيت را مىخواند :واصلى ننديشد از روز حساب * لطف يزدان گر به حالش شامل استاين شعر از غزلى بود كه در حيات خود ، وقتى گفته و براى فقير خوانده بود . [ خلاصه ] در خواب فقير را گفت : تاريخى براى فوت من بسراى و واقعهء اين بيت مرا بر آن ملحق نماى . از اين بسيار عجب نمودم . به‌هرحال تاريخ فوتش را سرودم و شعرش را تضمين كردم . مادّه تاريخ اين است :كلك فرصت بهر تاريخش نوشت * « واصلى در قرب يزدان و اصل است »( سال 1302 ) ( 2 ) . وجدى ؛ مرحوم والدش ، مير حسين خان است كه در لارستان و سبعه ، حكومت داشته و خود آن مرحوم از معزّزين شيراز بود . در سنهء 1291 وفات نمود .
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 923 | محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى