بالجمله در پستخانه ، ميرزا عبد الوّهاب خان « 1 » سرهنگ و ناظم است و فخر اعاظم ؛ حاجى آقا بزرگ ، ياور است و خردمندى دانشور ؛ ميرزا جلال الدّين ، سررشتهدار است و جلالت آثار .
بيگلربيگىگرى شيراز :
به امير الامراء العظام ، اعتماد السّلطان ، جناب ميرزا حبيب اللّه خان است و گاهى كه به ضرورت مسافرت اختيار كند ، برادر كامكارش انتظام الممالك ميرزا ، امير تومان ، محمّد على خان ، مختار در امر مذكور است و پيش از اين ، نام آن دو برادر والاگهر در ذكر باغ بيگلربيگى ، مسطور شد و گذشت ؛ و از جمله كارگزاران بيگلربيگى است :
ميرزا باقر داروغه كه از سوطتش ، بازار دزدى كاسد است و دكّان زن بمزدى « 2 » فاسد ؛ و اصلاح بعض امورات اين مجلس با جنابان ميرزا محمود نديم ، ملّقب به اديب العلماء و ميرزا مهدى شمس العلماست [ 537
F
] . شكست و بست كار كسبه و حساب بنجه و ديوان آنها ، به جناب ميرزا شكر اللّه و ميرزا محمّد جعفر ايقان « 3 » است كه نامش سابقا مرقوم شد .
وكلاء در شيراز چند نفرند :
[ وكلاء در شيراز ] : - وكيل قونسولخانهء دولت انگليس ، معتمد السّلطان ، ميرزا حيدر على خان نوّاب « 4 » است كه نيز نامش سابقا مذكور شده [ است ] .
- وكيل كارگزارى دولت روس ، جناب حاجى عزّ الملك است كه اسم آن ، هم از پيش گذشت .
- وكيل شه بندرى دولت عثمانى ، به جناب ميرزا سيّد محمّد ، ابن مرحوم حاجى سيّد ابراهيم اصفهانى « 5 » است .
ديوانخانهء عدليّه : به جناب ميرزا محمّد خان امير ، خلف مرحوم حاجى هاشم خان امير است كه نام ايشان نيز مرقوم آمده و به امير الامراء العظام ، خان بابا خان ، امين ديوانخانه
هامش
( 1 ) . ميرزا عبد الوّهاب خان و اجزاى مذكورهء ديگر ، از اهالى شيرازند .
( 2 ) . زن به مزد ، قرمساق را گويند و آن معروف است .
( 3 ) . ميرزا محمّد جعفر ، نام ناميش در ذكر ارسنجان برده شده و از اشعارش ، اين سه بيت را به نظر دارم :تا بر رخ اى صنم ، سر زلف تو ديدهايم * زنّار بسته ، كفر به ايمان گزيدهايممهرى چو عارض تو به گردون نيافتيم * سروى چو قامت تو به گلشن نديدهايماندر رهش فتادم و پايم به سر نهاد * در راه عشق ، خوش به مقامى رسيدهايم( 4 ) . نامش در ضمن باغ شيخ مرقوم گرديد .
( 5 ) . حاجى سيّد ابراهيم ، در حيات خود ، وكيل دولت مذكور بود و در سنهء 1303 وفات يافت .