صرّاف بانك ، ميرزا آقا « 1 » و از جمله كاركنان آن اداره ، ميرزا خليل « 2 » .
تجارتخانهء خارجهء هاتس [
hotz
] « 3 » :
معاملاتش فروش اقمشه و امتعهء ديگر است . رئيس اين اداره ، دنلاپ [
Dunlop
] « 4 » صاحب است ؛ از جمله اشخاص نيك و مهربان است و از صاحبان كافى و كاردان . از اين صاحب نيز ، فقير رسم خطوط ميخى را آموختهام و او را به سبب اين تعليم ، بر بنده حقّى است و وى هالندى « 5 » است .
كمپانى خليج فارس :
پرشن گلف [
Persian Golf
] « 6 » ؛ فروش آنها منحصر است به اقمشه فقط ؛ رئيس ايشان ، مايل [
Miles
] « 7 » صاحب است .
ارباب كلك و قلم و دفتر شيراز
از چند نفر مستوفى و منشى ، سابقا در اين كتاب ، به تقريبى ذكر رفت و شرح حالشان مرقوم آمد ؛ معدودى ديگر را در اينجا ياد مىكنيم ، از قبيل مستوفى و منشى و سررشتهدار و [ 540
f
] غير ذلك ؛ و اسامى ايشان در طبقاتى چند مرقوم مىشود :
- ميرزا ابو الفتح خان ، شهير به ميرزا خانى ؛ از مستوفيان عظام ديوان ملك انتظام است ؛ ولى از استيفا ، استعفا جسته ، اكثر به عاملى اشتغال دارد . ميرزا عنايت اللّه و ميرزا محمود - ولدان معزّى اليه - نيز صاحبان خط و ربطند .
- حاجى ميرزا آقا ؛ در استيفا ، يدى طولا دارد و شأنى و الا ؛ مشير دفتر را برادر است .
- ميرزا داود ؛ به كفايتى مشهود ؛ مستوفى ديوان است و محسود اقران ؛ آنها را نيز
هامش
( 1 ) . صرّاف گاهى شعر مىگويد و تخلص « پريشان » دارد و اين را از او به ياد دارم :محتسب گر عوض دل شكند گردن من * شكنم گردن او را ، شكند گر ، دن منقافيه مصراع ثانى « دن » است به معنى خم مى .
( 2 ) . ميرزا خليل ، جوانى است اصيل ، در كمالات بىبديل ؛ پارهاى از مقدمات را ، قديم نزد فقير ديده و « پروين » تخلّص گرفته از اوست :تا عشق تو خلق را دليل است * بس كشته فتاده بر سبيل استبر گرد لب تو آن خط سبز * چون سبزه به گرد سلسبيل استشاها ، ز غم رخ تو ما را * دل تنگ بسان چشم پيل است( 3 ) . هاتز ، به سكون حرف دوم سوم و چهارم : (Hotz) ، نام شخص تاجرى است كه در بوشهر و شيراز و اصفهان ، تجارت دارد .
( 4 ) . دنلاپ (Dunlop) ، به فتح دال مهمله و سكون نون ، در آخر باء سه نقطه .
( 5 ) . هالند ، ممالكى است مشتمل بر شهرها ؛ محدود است به درياى جرمن در شمال و مغرب .
( 6 ) . « پرشن گلف » : « پرشن » يعنى پارس و « گلف » يعنى خليج .
( 7 ) .Miles. اين شخص از اهل جلفاى اصفهان است .