[ 534
f
] ، ابن مرحوم محمّد تقى خان صاحب الدّوله افشار « 1 » ؛ چندى است از دار الخلافهء طهران به شيراز تشريف آورده ؛ نظر به اينكه مأمور به اين كار گرديده . و معزّى اليه مستغنى از توصيف و تعريف اين مؤلّف است چو [ ن ] كه در فنون عربيّه و ادبيّه ، ماهر و در نگاشتن خطّ نستعليق ، قادر است .
- امير پنجه و سرتيپ اوّل ، سلطان على خان منتصر الملك ، ولد عطاء الدّولهء مذكور است .
- سرتيپ دوم ، مصطفى قلى خان ابيوردى است كه خدمتهاى نمايان به دولت كرده [ است ] .
- سرتيپ سوم ، امير حسين خان نصير نظام است ؛ وى نيز عطاء الدّوله را ولد است .
سرهنگهاى توپخانه :
- كريم خان ، پسرزادهء مرحوم حاجى امير ، كه در ضمن باغ فتح آباد ، نامش مرقوم شد و سرهنگ مذكور ، داراى حسب و نسب است و از اقران ، منتخب .
- ديگر ، محمّد طاهر خان ، ولد مكرّم قاسم خان ، معروف به بيضايى ؛ مشار اليهما و سلسلهء آنها از معزّزين و محترمين شيرازند .
- ديگر ، محمّد على خان ، ولد مصطفى خان .
- ديگر ، محمّد حسن خان .
سررشتهداران توپخانه :
جناب ميرزا آقا ، ولد جناب ميرزا معصوم ؛ نور « 2 » حديقهء اصالت است و نور حدقهء نبالت .
هامش
( 1 ) . حاجب الدّولهء مذكور را برادرى بود در طهران ، محمّد رحيم خان ديوانبيگى ، كه رئيس اطاق اجراى محاكمات ديوانخانهء عدليّه بود و عسكر خان افشار - كه در كتاب ترسّل ، نامش مسطور است - جدّ ايشان است . بالجمله ديوانبيگى را پسرى هست محمّد على خان امير پنجه كه اكنون در شيراز است ؛ جوانى است بلندهمّت ، عالىفطرت ، صاحب اصالت ، و داراى جلالت ؛ سخى الطّبع و كريم و آزاده مرد و هميم . وقتى خبر فوت والدش را آوردند ، از اين فقير تاريخ فوتش را خواست ؛ دو روزى فكر تاريخ مىكردم ؛ وفق نداد ؛ شبى در خواب ديدم آن مرحوم در گلزارى مشى مىكرد ؛ بنده را ديده ، فرمود : تاريخ خود را مىگويم تا تو آسوده گردى ، پس اين مصراع را بخواند : « شده يار من كردگار رحيم » ( - 1313 ) . چون بيدار شدم ، چند بيت در فوت آن گفتم و اشاره به خواب مذكور نمودم ( 170 ) .
( 2 ) . نور ، به فتح اوّل ، به معنى شكوفه است .