- ديگر ، جناب ميرزا حسن على ، ولد سعادتمند جناب ميرزا على اكبر مستوفى « 1 » ، ابن حاجى ميرزا فتح اللّه كه سابقا نامشان ، در ذيل باغ حبيبآباد مرقوم افتاد . ميرزا حسن على مذكور را ، طبعى است سليم و ذوقى مستقيم ؛ جوانى است عيّاش [ و ] شاعرى قلّاش ؛ « رونق » تخلّص مىنمايد و شعر نيكو مىسرايد ؛ اين اشعار از اوست :
چو ترك چشم سياه تو عزم عربده كرد * هزار خون به دل عاشقان غمزده كرد
نشاط نشئهء چشمت چو ديد زاهد شهر * بساط صومعه را وقف اصل ميكده كرد
به ترك چشم تو نازم كه دى به رغم رقيب * نمود كارى و الحق به طرز و قاعده كرد
قرار عهد مودّت نهاد و رسم سلوك * چو بيقرارى قلب مرا مشاهده كرد
[ 535
f
] ياورهاى توپخانه : حاجى اعزاز خان و امان اللّه خان .
سلطانهاى توپخانه : محمّد خان و چند نفر ديگر .
نايبان توپخانه : نوّاب مرتضى قلى خان « 2 » ، از شاهزادگان شيراز است و بين الاكفاء ، سرافراز .
- ديگر ، ميرزا محمود ، ابن ميرزا هدايت اللّه .
- ديگر ، فرج اللّه بيگ .
وكيلباشى : رضا قلى خان ، شخصى است باشعور و به كاردانى مشهور .
وكيل : بيست نفر .
توپچى : يكصد و چهل نفر .
قورخانهء مباركه : محلّ ذخائر و تداركات لشكرى است ؛ رييس آن ، معتمد السّلطان ، ميرزا محمود خان سرتيپ و مترجم است كه شرح احوالش بيايد .
سررشتهدار قورخانه : جناب ميرزا محمّد على است كه در ذكر بقعهء حضرت سيد علاء الدّين حسين ، نامش مرقوم شد .
تحويلدار : حاجى آقا بيك نامى است كه رئيس معزّى اليه را ، خدمتگزار است . نادره اينكه از اهل فضل و سواد واقع شده ؛ علم عربيّت را داراست .
تلگرافخانهء مباركه : مركز شيراز ؛ پس كازرون و بوشهر و بهبهان ، از طرف ديگر آباده تا
هامش
( 1 ) . ميرزا على اكبر ، شعر را خوب و نيكو مىگويد و تخلّص « ثريّا » دارد ؛ از اوست :دل خونديدهام خونبار شد آهستهآهسته * چو با اغيار يارم يار شد آهستهآهستهنبود اوّل به بازارش خريدارى كسى جز من * در آخر مشترى بسيار شد آهستهآهسته( 2 ) . مرتضى قلى خان ، خلف مرحوم فرّخ ميرزا است كه از شاهزادگان عظام شيراز بود ؛ فوتش در سنهء 1297 است .