برود به اصفهان ، رئيس در شيراز ، مبشّر السّلطنه است ، از اهل آذربايجان .
اشخاصى كه از اهل شيرازند و داراى منصب و امتياز ( خواه در شيراز باشند يا نقاط ديگر ) :
- ميرزا احمد خان سرتيپ ، برادر كهتر جناب حاجى ميرزا محمّد حكيمباشى است .
- ديگر ، نوّاب عبد العلى ميرزا سرتيپ ، خلف ارجمند نوذر ميرزا .
- ديگر ، على اكبر خان سرتيپ ، برادر مهتر كريم خان سرهنگ توپخانه ؛ كه مذكور شد .
- ديگر ، ميرزا عبد الكريم سرهنگ ، برادر ميرزا احمد خان مذكور .
- ديگر ، ميرزا محمّد حسين خان سرهنگ .
- ديگر ، ميرزا آقا خان و ميرزا محمود خان ، سرهنگان ، دو برادر نيكاختر .
- ديگر ، ميرزا لطف على خان سرهنگ .
- ديگر ، ميرزا كريم خان « 1 » ياور .
- ديگر ، ميرزا هادى خان ياور ، ابن جناب ميرزا احمد « 2 » [ 536
f
] .
پستخانهء مباركه :
مركز شيراز ؛ خطّ عبور آن ، كازرون ، بوشهر ، فسا ، دارابجرد ، جهرم ، لار ، آباده تا اصفهان . رئيس در شيراز ، جناب ميرزا محمّد على خان سرتيپ كاشانى ، صاحب نشانها و امتياز است و داراى هرگونه كمالات . در طب جديد ، مقامش بلند است و در گفتن شعر ، بىشبه و مانند .
« غبار » تخلّص مىفرمايد . اين اشعار را از او به يادگار دارم :
تا رسم گياه است كه از خاك برآيد * حيف است كه از خاك بجز تاك برآيد
تا آينهء روى تو صافى است خدا را * مگذار كه آهى ز دل پاك برآيد
دل در سر كوى تو چو يوسف به چه افتاد * دارم غم آن روز كه غمناك برآيد
قومى دل و جان در كف اخلاص نهاده * كز خانه برون آن بت چالاك برآيد
اين آتش رخساره كه افروخته ، ياران * بيم است كه دود از دل افلاك برآيد
اين زهد كه سدّ ره مفتى شده ، مشكل * از مدرسه يك صاحب ادراك برآيد
آلوده چه غم رفت « غبار » ار به خرابات * از مرحمت پير مغان پاك برآيد
هامش
( 1 ) . ميرزا كريم خان ، ولد بيگلر آقاست .
( 2 ) . جناب علّامة العلماء ، ميرزا احمد ، ابن مرحوم ميرزا محمّد على معلّم است ؛ در علوم ادبّيه و فنون حكميّه ، قادر و تواناست و در عداد فضلا و ادبا ؛ اشعار عربيّه و فارسيّه بسيار دارد .