عمل ، عمل نورانى و خير بوده است چون ناحيهء نفس از آن آثار نورانى خالى گردد ناگزير آثار ضدّ آن از ظلمت و تيرگى و شرور جايگزين آن خواهد شد . و حقيقت آنست كه لا يوجد عند الله الّا الخير ، « 1 » و امّا الشّرور و القبائح و الظّلمات انّما هي من أنفسنا . « 2 » بنابراين هر عيب و نقص كه پديد آيد از ناحيهء افراد بشر است ، و الشَّرُّ ليس إليك . « 3 » و بر اين اساس نيز روشن مىشود كه فيوضات الهيّه اختصاصى نبوده بلكه از صقع ربوبى و از مقام رحمت نامتناهى متوجّه عموم افراد بشر است از مسلم و يهود و نصارى و مجوس و آتشپرست و بتپرست ، لكن خصوصيّات موجودهء در قوابل ، به سوء اختيار آنها سبب مىگردد كه اين رحمت واسعه در بعضى افادهء سرور و بهجت و شادى نمايد و در بعضى دگر ايجاد غم و اندوه .
ششم : مراقبه
و آن عبارت است از آنكه سالك در جميع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظيفهء اوست تخطّى ننمايد و از آنچه بر آن عازم شده تخلّف نكند .
مراقبه معناى عامّى است و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالك تفاوت مىكند . در ابتداى امر سلوك مراقبه
هامش
( 1 ) - [ نزد خداوند جز خير و خوبى يافت نمىشود ] .
( 2 ) - [ و امّا شرها و زشتيها و تاريكيها همه از ناحيهء خود ماست ] .
( 3 ) - [ و شر به ساحت مقدّس تو راه ندارد ] .