تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
وحدت و كثرت ، از لوازم حقيقت وجود است باعتبار تجلى و ظهور ، متعدد در مراتب اكوان و اعيان . به همين جهت قادح در وحدت اصل حقيقت وجود نمىباشد و حقيقت ، در مقام صرافت خود باقيست . فهم كامل اين مطلب ، توقف بر ذكر مسالك متعدد در اصل وجود دارد . « 1 » الحق ، مسلك عرفا در مسئلهء وجود ، تمام‌تر از جميع مسالك است . اين ممشاى صافى ، مستفاد از كتاب و سنت و اخبار واردهء از اهل بيت عصمت و طهارت است . جمعى از حكماى اسلامى ، شيخ الاشراق و اتباع او و جمعى از متأخرين مثل علامهء دوانى و مير صدر دشتكى و سيد محقق داماد و صاحب شوارق ، در برخى از كتب خود قائل به اصالت ماهيت‌اند . حكماى مشّا قائل به اصالت وجودند ، ولى حقايق وجودى را متباين مىدانند . اين قول نيز در بطلان ، مثل قول به اصالت ماهيت است . برخى از محققين ، قائل به اصالت وجود و وحدت حقيقت هستىاند . وجود را داراى مراتب مقول بتشكيك دانسته‌اند . عرفاى اسلامى ، قائل به وحدت اصل حقيقت وجودند ، و كثرت در مظاهر قائلند . تشكيك بنا بر دو قول اول در وجود ، تشكيك عامى است و بنا بر قول محققان از حكما ، تشكيك خاصى است و بنا بر قول عرفا ، تشكيك خاص الخاصى يا اخص‌الخواصى و . . . مىباشد . قول به اصالت ماهيت باطلست ، چون ماهيت بنا بر اتفاق ، ما يقال في جواب ما هو است و بحسب نفس ذات ، نه كلى و نه جزئى و نه واحد و نه كثير است ، كما اينكه وجود و تشخص و عوارض وجود از مقام و مرتبهء ماهيت مسلوب مىباشد . چنين حقيقتى در مقام اتصاف بوجود و عوارض احتياج بامرى غير سنخ ماهيت دارد . بنا بر اين ، اصالت اختصاص بوجود دارد و آنچه كه بالذات از ماهيت طرد
هامش
( 1 ) . در وجود ، اقوال زيادى است كه ما در كتب و تأليفات خود بتفصيل آن اقوال را نقل نموده‌ايم .
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 112 | سيد جلال الدين آشتياني