قطره اندر بحر دريا اوفتد * در در خورشيد و الا اوفتد
گفتهء عطار خود ار مغز بود * ليك اندر صد لباس نغز بود
گفتهء بهلول از جانان بود * هرچه گويد آيت برهان بود
گفتهء بهلول را توحيد دان * دايما در ترك و در تجريد دان
معنى اين اشعار را كه نخست بيتى از منطق الطير آورده و سپس خود توجيه و تفسير كرده است درست در نيافتهاند و اين كتاب را بيهوده از عطار دانستهاند وانگهى اشعار سست اين مثنوى هم مىرساند كه از فريد الدين عطار نيست .
63 ) وصيتنامه كه پيداست تحريفى از همان وصلتنامه يا مصيبتنامه است و كتاب جداگانهاى نيست .
64 ) ولدنامه اين كتاب را تنها مؤلف هفت اقليم به عطار نسبت داده و پيداست كه اشتباه كرده و مثنوى معروف بهاء الدين محمد بن جلال الدين محمد مولوى معروف به بهاء الدين سلطان ولد را كه در غزوهء ربيع الاول 690 به نظم آن آغاز كرده و در جمادى الآخر همان سال به پايان رسانده است ندانسته جزو آثار عطار نوشته است . اين منظومه مثنوى ولدى نام دارد ولى به ولدنامه معروفست و گذشته از آنكه شصت و سه سال پس از مرگ عطار به پايان رسيده و از آثار معروف بهاء الدين سلطان ولد است و مطالب آن هم در احوال جلال الدين محمد و مشايخ طريقهء مولوى است كه در زمان عطار به هيچ وجه اثرى از آن نبوده است نام آن نيز به هيچ وجه پيوستگى با عطار ندارد ، زيرا كه بهاء الدين محمد چون پسر جلال الدين بوده او را سلطان ولد لقب داده بودند و نام ولدنامه يا مثنوى ولدى از همان لقب سلطان ولد آمده است . ولدنامه شامل نزديك نه هزار بيت به بحر خفيف است و با تصحيح و مقدمهء آقاى جلال همايى در 1315 - 1316 ش چاپ شده است .
65 ) هفت وادى منظومهء كوچكى است كه به نام عطار رايج است ولى كتاب