جداگانهاى نيست و قسمتى از منطق الطير است كه در آن هفت وادى طريقت را شرح داده و آن را جداگانه نسخه كردهاند چنان كه داستان شيخ صنعان را هم از منطق الطير برداشته و جداگانه نسخههايى از آن نوشتهاند .
66 ) هيلاجنامه مثنوى است شامل نزديك هفت هزار بيت كه بيت اول آن اين است :
بنام كردگار فره بىچون * كه ما را از عدم آورد بيرون
و اين منظومه كه اشعار بسيار سست بىمغز و پرگويىها و تكرارهاى بسيار ناپسند دارد در احوال حسين بن منصور حلاج عارف مشهور ايرانى است كه داستانهاى بسيار شگفت بىاساس دربارهء او جعل كردهاند . گويندهء اين اشعار سست خود گويد :
مرا شد منكشف اسرار حلاج * نمودم نام او در عشق هيلاج
و جاى ديگر گويد :
جوابم داد من منصور حلاج * مرا نامست در آفاق هيلاج
و جاى ديگر در باب جواهر الذات مىگويد :
چو جوهرنامه كردم فاش آخر * نمودم صورت نقاش آخر
چنان كه در جواهر الذات هم به اين كتاب اشاره مىكند و مىگويد :
بماند زانكه اين راز نهانست * كتابى ديگرش شرح و بيان است
بدانى اين بيان در سر هيلاج * نهى بر فرق ذرات جهان تاج
ز هيلاجت كنم آنجا خبردار * از آن معنى روحانى خبردار
از اينجا معلوم مىشود كه گويندهء اين مثنوى همان كسى است كه جواهر الذات را هم ساخته است چنان كه سستى اشعار و ضعف فكر و خامى انديشه در اين هر دو كتاب يكسان است و اين هر دو مثنوى قطعا از انبان يكتن بيرون آمده ، هيلاجنامه را به نام حلاجنامه و منصورنامه نيز خواندهاند و در اين ترديدى نيست