كه از فريد الدين عطار نيست و گذشته از سبك شعر و ضعف انديشه و قراين ديگر كسى كه تذكرة الاولياء را نوشته و كتابى به آن پختگى و به آن اندازه از آگاهى پرداخته باشد چگونه ممكن است در احوال حسين بن منصور حلاج كه يكى از بزرگترين مشايخ متصوفهء ايران است و همهء بزرگان صوفيه منتهاى احترام را نسبت به او كردهاند تا اين اندازه ياوهگويى و هرزهدرايى كند و اين داستانهاى شگفت كودكانه را كه به نيرنگسازى بيشتر مىپردازد دربارهء او بياورد و او را چنان پست كند كه هيلاجنامه دهد و منظومهاى را كه دربارهء او ساخته است هيلاجنامه نام بگذارد . اتفاقا عطار به حسين بن منصور حلاج اعتقاد خاصى داشته و گذشته از فصل بسيار جالبى كه دربارهء او در تذكرة الاولياء آورده و كتاب را به نام او ختم كرده است در مثنوىهاى خود و حتى در غزليات خويش مكرر به احوال و افكار او اشاره مىكند و در ميان آنچه در مثنوىها و غزليات دربارهء حلاج گفته شده به آنچه در اين مثنوى آمده است تفاوت از حيث پختگى و خامى به اندازهاى است كه هر بىخبرى از اصول تصوف در نخستين نگاه بدان پى مىبرد .
از اين سخنان چنين نتيجه مىگيريم كه از 66 كتابى كه به نام عطار نوشتهاند و يا نسخههاى آنها را به او بستهاند تنها دوازده كتاب از اوست كه سه كتاب آنها به ما نرسيده يعنى جواهرنامه و شرح القلب و مظهر الصفات و نه كتاب ديگر از او به دست است بدين قرار : تذكرة الاولياء ، اسرارنامه ، الهىنامه ، پندنامه ، خسرونامه ، ديوان ، مختارنامه ، مصيبتنامه و منطق الطير .
پيش از اين گذشت كه دولتشاه مىگويد دوازده كتاب يا چهل كتاب داشته است و مؤلف روز روشن پنجاه كتاب گفته است و نيز گذشت كه شمارهء اشعار او را بيش از صدهزار و حتى صد و بيست هزار دانستهاند . هشت منظومهء او كه اينك به دست است روى هم رفته نزديك چهل و پنج هزار بيت است بدين قرار :
1 ) اسرارنامه 3100 بيت
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: سعيد نفيسى
ص١٤٢