اگر اين فاتحه باد خزانست * گناه افشان مسكين عاصيانست
خزان اندر بناگه باد خيزد * همه برگ درختان را بريزد
گناه من فزون از آب درياست * فزون من نباشد كمتر از راست
گناه پير عطار از برونست * كه من از هرچه مىگويم فزونست
بيامرزد بنقد آن بندهء حق * دهد اين نسخه را با خلق رونق
رساند نفع آن بر خاص و عام اين * كه در ششصد نود نه شد تمام اين
گذشته از آنكه اين اشعار بسيار سست و سخيف است و از اين روش پختهء دلانگيز عطار بسيار دور است تاريخ سرودن آن هم 699 است كه هفتاد و دو سال پس از مرگ فريد الدين عطار است و تخلص عطار در اين اشعار دليل نيست كه از او باشد يا ممكن است عطار ديگرى كه در پايان قرن هفتم مىزيسته آن را گفته باشد يا اينكه آن را جعل كرده و به نام عطار نيشابورى بسته باشند . قطعا گويندهء اين مثنوى همان كسى است كه كنز الاسرار را هم گفته است زيرا كه در پايان كنز الاسرار هم بيت آخر كه تاريخ سرودن اين اشعار است ديده مىشود و از اينجا پيداست كه كسى در 699 هم ترجمة الاحاديث يا مواعظ و هم كنز الاسرار را گفته است ، چنانكه بيت اول كنز الاسرار هم همان بيت اول اين منظومه است .
12 ) جوابنامه همان مصيبتنامه است كه آن را به نام نزهتنامه نيز خواندهاند و پس از اين دربارهء آن بحث مىكنم و اين كتاب را جوابنامه نيز از آن جهت خواندهاند كه در جواب سؤالهائى است كه كسى از عطار كرده است .
13 ) جواهر الذات منظومهء بزرگى است شامل نزديك بيست هزار بيت كه آغاز آن اين بيت است :
بنام آنكه نور جسم و جانست * خداى آشكارا و نهانست
اين مثنوى كه اساس آن داستان آدم و ابليس و در ضمن مطالب بسيار از حسين بن منصور حلاج است منظومهاى است پر از تكرارهاى بسيار ناپسند و كريه