بدن دوم ، بخارى است كه حاصل شود بعد از تمام شدن بدن مادى از حركات طبيعيه همان امشاج كه در تمام بدن نباتى مادى سارى است و آن
هامش
نكته قابل توجه درباره شناخت انسان است . انسان داراى دو بدن است : مادى و برزخى . بدن مادى عبارت است از اين جسمى كه از عناصر طبيعى تركيب شده و خداوند تعالى آن را به مقام خالقيت خود آفريده است كه در اين مقام ، مشيت الهى به آفرينش بسائط عالم تعلق دارد . آنها در واقع مخلوقات اوليهاند كه هريك داراى خواص مخصوص به خود هستند . پس از اين مرحله ، با مقام بارئيت كه مقام انتخاب عناصر ، اندازه متناسب ، پاكيزگى و عدم آلودگى آنها است ، اين عناصر را به شيوه كاملا حساب شده تركيب مىكند كه هر موجود مركبى تحت شرائط ويژهاى با آنكه از همان عناصر تركيب شده ، ولى به سبب آنكه هركدام در مقام تركيب به اندازه خاص از هريك از عناصر گرفته شدهاند ، چنانكه تركيب مولكولى آنها با يكديگر متفاوت است ، داراى خواص تركيبى مخصوص به خود هستند . آنگاه پس از اين مرحله ، مرحله مصوريت است كه خداوند تعالى ، خمير مايههاى تركيب شده از عناصر را كه آماده شكلپذيرى است ، هركدام را صورتى متناسب مىبخشد ؛ چنانكه فرمود :هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ( آل عمران ( 3 ) : 6 )
او كسى است كه شما را در رحم ( مادران ) ، آن چنانكه مىخواهد تصوير مىكند .
به همين جهت است كه مشاهده مىكنيم دو انسان حتى دوقلوها كه در يك شرائط قرار دارند ، از جهات گوناگون با يكديگر اختلاف دارند ؛ زيرا گذشته از آنكه كوچكترين اختلاف در تركيب سبب اختلاف خواهد بود ، انتخاب شكل نيز براى هريك به نظر خداوند تعالى بستگى دارد و هرطور كه او بپسندد ، صورتى در خور عنايت مىفرمايد ؛ براى مثال مىتوان به دوقلوها اشاره كرد كه گاه دختر و پسر ، گاه زيبا و نازيبا و گاه در خلقيات از يكديگر ممتازند . در موجودات ديگر نيز وقتى گندم ، ذرت ، يونجه و جو را كه از يك نوع ماده گياهى هستند در نظر بگيريم ، با آنكه مواد تركيبى آنها همان عناصر اوليه است ، ولى همينقدر كه مقدار تركيب شده از همان عناصر در هريك متفاوت است ، هركدام از آنها طعم ، شكل و خاصيتى ويژه خود دارند و از ديگران كاملا ممتازند كه در اينباره خداوند تعالى خود را اينگونه معرفى مىكند :هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ( حشر ( 59 ) : 24 )
او خداوندى است خالق ، آفرينندهاى بىسابقه و صورتگرى ( بىنظير )