27 . معرفه : چون معلوم شد كه ذات حقتعالى به صفاته و اسمائه و لوازم اسمائه من الازل الى الابد معلوم اوست به علم واحد ، پس مىگوييم همان ذات ، به صفاته و اسمائه و لوازمه ، معشوق حق و محبوب اوست و اراده كه عين ذات حق است ، همين عشق و حب اوست و مشيت او ، اراده و حب فعلى اوست ؛ چنانچه علم فعلى اوست . « 1 »
28 . معرفه : اختلاف محبوبيت به اعتبار اختلاف محبوب است در كمال ، علما و عينا ؛ پس هرگاه عين ثابت آن ، لازم كل اسماء بوده باشد ، البته محبوبتر است ؛ مثل عين ثابت حضرت احمدى صلى اللّه عليه و آله و سلم . چنانچه هرگاه مورد تعلق اطلاق مشيت بوده باشد البته احب موجودات است عينا ، و ابتلائات دنيويه آنها براى رفض قيود و ظهور اطلاق است و لذا در آخرت
« جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً »
است . « 2 »
هامش
( 1 ) . با بيانى كه درباره علم الهى و مراتب آن گذشت ، مشخص شد كه ذات اقدس الهى به تمامى صفات كماليه و اسماى زيبا و لوازم اسمائش از ازل تا به ابد به علم واحد عالم است و آنها معلوم حضرتش است . زيرا پس از آنكه گفته شد كه تجلى ذات بر ذات كه مقام احديت است و تجلى ذات بر ذات حبا و عشقا كه مقام واحديت و الهيت و عالم مشيت است ، اينك مىتوان گفت كه ذات حقتعالى با جميع صفات ، اسما و لوازم آن ، معشوق و محبوب حضرتش است و منظور از اراده حق كه عين ذات او است ، همان عشق و محبت حقتعالى است . بنابراين مشيت و اراده حقتعالى حب فعلى حضرتش است ؛ چنانچه علم فعلى او است كه از لوازم آن ، مقام فياضيت است . اين مرتبه ، شكر حق از خلق است كه رضايت خود را از بندگانش ابراز مىفرمايد .
( 2 ) . ايشان در پاسخ به اين پرسش كه چگونه است كه برخى مورد عنايت بيشتر و محبوبيتى بالاتر هستند و ديگران از امتياز كمترى بهرهمندند ، مىفرمايند : اين تفاوت در محبوبيت به سبب وجود اختلاف در محبوب است و هر مقدار كه امتيازات و كمالات محبوب از نظر علمى و وجودى بيشتر باشد ، قهرا محبوبيت آن بيشتر خواهد بود . پس چنانچه شخصيت واقعى و عينيت ثابت آن يا تمامى اسما و صفات مطابقت داشته باشد ، زيبندهتر و محبوبتر است ؛ براى مثال اگر شخصيت ثابت مقام مقدس حضرت احمدى ( ص ) در شعاع مشيت