[ شراب عارفانه ]
شراب و شمع و شاهد را عيان كرد
بدان كه مراد از شراب در كلام عرفا ، مى عشق و محبت « 1 » است كه هيچ صاحب جرأتى طاقت آشاميدن دو جرعهى او ندارد . كما فى القرآن :
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
. و چون اين شراب طهور « 2 » حقيقت و ظلش در دنيا نار محبّت و عشق ، و موردش قلب است ، حق تعالى مىفرمايد :
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
. بارى يك جرعهى او كافى است كه تو را از خودى خود خلاص نمايد و از عالم رنگ تو را به مقام بىرنگى رساند و احتياج تو را مبدّل به غناى مطلق گرداند « 3 » ، همچنانكه وجود مقيدت را مطلق مىكند . [ شيخ ] بهايى - رحمة اللّه عليه - [ مىسرايد ] :
« ساقيا بده جامى ز آن شراب روحانى * تا دمى بياسايم زين حجاب جسمانى »
آيا نشنيدهاى و در قرآن مجيد نخواندهاى سرگذشت اصحاب كهف را ، كه در نوشيدن مى عشق از جام بلا به مقتضاى « النوم اخ الموت » مدت مديدى و عهد بعيدى از خود بلكه از تمام « 4 » ما سوى اللّه فراموشى داشتند « 5 » ، و در انتباه ، هنوز از اثر سكر ،
« لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ »
گفتند ؟
كلام عارفى است :
« تو او نشوى ولى اگر جهد كنى * جايى برسى كز تو تويى برخيزد » « 6 »
هامش
( 1 ) . شا : محبت را ندارد .
( 2 ) . شا : ( طهور ) را ندارد .
( 3 ) . شا : نمايد
( 4 ) . شا : ( تمام ) را ندارد .
( 5 ) . شا : داشته
( 6 ) . شا : ( كلام عارفى . . . برخيزد ) را ندارد .