المؤثر ، و كلّ ما هو « 1 » مستغن عن المؤثر فهو قديم ، فالعالم قديم » . اما در اثبات قدم ممدوح گويند كه حق حقيقى دائم الوجود و كثير الخير است ، و انقطاع فيض از « 2 » او جائز نيست ، چنانكه [ در ادعيه ] وارد است دربارهى او - تعالى - « يا قديم الاحسان » ، و لا بدّ است احسان را از محسن اليه . پس بايد عالم و موجودات عالم - كه محسن اليه حقّاند - قديم باشند ؛ و الّا لازم مىآيد « 3 » كه صفت احسان هم در حق « 4 » باشد ؛ و لازم مىآيد كه در اوّل مرتبه ، صفات بالقوه [ باشند ] و بعد بالفعل شوند ، فهو محال . و اثبات قدم از طريق ديگر آن است كه اشيا تماما لازم اسماء و صفاتاند ؛ چنانكه پيش فهميدى كه آسمان مظهر [ اسم ] يا رفيع [ خداوند است و ] زمين مظهر « يا نافع » . و انسان مظهر « يا اللّه » . و اسما و صفات هم لازم « 5 » ذات قديماند ، و لازم اللّازم لازم . پس ثابت شد كه عالم قديم است .
[ اقسام حدوث ]
اما كسانى كه پى به حدوث عالم بردهاند ؛ اوّل بدان كه اقسام حدوث به حسب حصر عقلى پنج قسم است . اما پنج قسم آن : حدوث ذاتى و « 6 » حدوث زمانى و دهرى ، و حدوث زمانى به تجدّد ذاتى ، و حدوث اسمى است . و آنان كه قائل به حدوث عالماند برهانى بر اثبات مدّعا به اين طريق اقامه نمودهاند كه « 7 » : « العالم متغير و كلّ متغير حادث » ؛ نتيجه مىدهد « العالم حادث » را . و دو قسم باطل از حدوث آن حدوث « 8 » زمانى و
هامش
( 1 ) . پا : ( كلّ ما هو ) را ندارد .
( 2 ) . پا : بر
( 3 ) . شا : آيد
( 4 ) . شا : تعالى
( 5 ) . پا : مظهر
( 6 ) . شا : ( و ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( كه ) را ندارد .
( 8 ) . شا : حدوث حدوث