مىنمايد و تو توهّم دايره مىنمايى . كما قيل :
« نقطهى آتشى به دور انداز * تا كند رسم دايره مشعل »
و حال آنكه نيست در حاق واقع نفس الامر مگر همان نقطهى لا ينقسم ، و دايره بودنش به مجرّد توهّم است « 1 » و هيچ مابازائى « 2 » در خارج ندارد . همچنين در اين عالم يك حقيقت و يك صورت است ؛ تو او را حقايق متكثره و صور متباينه توهّم مىنمايى ، و آن صورت « 3 » ، صورت انسان كبير و خليفة اللّه است كه هيئت عالم وجود باشد بترتيبه و نظامه الاحسن . و چون صورت به معناى « 4 » ما به الشىء بالفعل مراد است ، لهذا اين صورت مطابق بر صورت حق است از باب بودن خليفه بر صورت مستخلف . كما ورد فى الحديث : « ان اللّه تعالى خلق آدم على صورته » ، چه انسان مثل اعلاى « 5 » حقّ است . كما قيل :
« هر آن نقشى كه بر صحرا نهاديم * تو نيكو بين كه ما نيكونهاديم
چو آدم را فرستاديم بيرون * جمال خويش بر صحرا نهاديم »
بارى توهّم عوام صورتهاى متعددهء مختلفه از عالم [ را ] در لوح خيال ، از باب نافرمانى و اطاعت نكردن شيطان « 6 » است به آدم دنيوى كه مغلوب نفس و مقهور هوا و مطيع وهم است . كما ورد فى الحديث : « كلّما ميّزتموه باوهامكم فى ادقّ معانيه « 7 » فهو مصنوع مخلوق مثلكم مردود
هامش
( 1 ) . شا : توهم كردن تست
( 2 ) . شا : به خدايى
( 3 ) . شا : ( صورت ) را ندارد .
( 4 ) . دا ، شا : معنى
( 5 ) . پا : اعلى
( 6 ) . دا ، شا : اطاعت نكردن و نافرمانى شيطان
( 7 ) . پا : معاينه