اوّل از آن « 1 » حركت در كمّ است و حركت در كمّ آن است كه مادهى جسم حركت نمايد از قلّت به كثرت ، مثل حركت « 2 » نجم به سوى شجر . چه نجم اطلاق بر گياه بىساق مىشود و شجر بر گياه ساقدار ، كما فى قوله تعالى :
« وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ »
. دوم « 3 » حركت أين است « 4 » و آن حركت نمودن جسم است از مكانى به مكانى ، چه ارادى و چه طبيعى . سوم در متى است « 5 » ، و آن حركت تمام اجسام است از زمانى به زمانى ، مثل حركت كل افراد انسان و حيوان از طفلى به پيرى . و تمام اينها از مختصات به جسم است نه روح . كما قيل :
« لا مكانى كاندر او نور خداست * ماضى و مستقبل و حالش كجاست ؟ »
چهارم حركت وضعى است و آن اين « 6 » است كه اجزاء به دور خود حركت نمايد بدون عبور و تجاوز از مكانى به مكانى ، مثل حركت فلك يا حركت دولاب كه حركت مستدير هم ناميدهاند .
و امّا حركت به حسب روح مثل حركت « 7 » روح جنين از بالقوه بودن مدركات جزئيه به سوى فعليّت آنها ، و يا حركت روح از بالقوّه بودن علوم عقليّه و علميّه به سوى فعليّت « 8 » آنها ، يا آنكه تجاوز « 9 » از مرتبهى اسلام به سوى ايمان [ كند ] و از ايمان به مرتبهى علم اليقين و از او به سوى عين اليقين و از او به حقّ اليقين . و به عبارت ديگر از مرتبهى طبع به سوى نفس و از نفس به سوى قلب و از قلب به سرّ و از سرّ به خفى و از او به فناء
هامش
( 1 ) . پا : ( از آن ) را ندارد .
( 2 ) . دا ، شا : ( حركت ) را ندارد .
( 3 ) . شا : دويّم
( 4 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 5 ) . پا : ( است ) را ندارد .
( 6 ) . پا : آن
( 7 ) . دا : ( دولاب . . . حركت ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ( و يا حركت . . . فعليت ) را ندارد .
( 9 ) . پا : ( تجاوز ) را ندارد .