پس معلوم شد كه ايجاد افعال ، فرع بر وجود است . وجود كه از حق تعالى [ است ] موجد او « 1 » است . ايجاد افعال صادره از « 2 » وجودات هم از اوست . چنانكه خود ايشان در فرد بعد بر اين [ مطلب ] شاهد از حديث قدسى آوردهاند « 3 » :
حديث قدسى اين معنى بيان كرد
« العبد ليتقرّب الىّ بالنّوافل حتّى احببته . . . » الى آخره ، كه در اول كتاب مذكور شد « 4 » و حاجت به تكرار على حدّه نيست . و مضمون اين از كلام مولوى رسيده :
« ما همه شيران ولى شير علم * حملهمان از باد باشد دم به دم
حملهمان از باد و ناپيداست باد * جان فداى آنكه ناپيداست باد
باد ما و بود ما از داد توست * هستى ما جمله از ايجاد توست »
چه ، در وقتى كه نفس ناطقهى قدسيّه از وجود مضيّق ، و از قيد تعلّق و از تدبّر اين بدن طبيعى خارج و مجرّد شد ، داخل در وجود وسيع محيط مطلق مىشود . از جهت خيريّت آن مقام و مرتبه است كه حق جميل در قرآن جليل ، تمجيد و « 5 » ترغيب و تحريص « 6 » بر طلب آن مقام مىنمايد « 7 » ،
هامش
( 1 ) . شا : حق و فاعل او
( 2 ) . شا : در
( 3 ) . شا : آوردند كه
( 4 ) . شا : است
( 5 ) . شا : در نسخه به جاى عبارت ( جميل . . . و ) كلمهى ( تعالى ) آمده است .
( 6 ) . پا : ( و تحريص ) را ندارد .
( 7 ) . شا : نمايد