بود فكر نكو را شرط تجريد
يعنى بايد « 1 » انسان در تدبّر و تفكر در امورات معقوله « 2 » مجرّد شود ، چه ، كلّيات مجرّدند ، و مسلّم است كه بايد بين مدرك و مدرك مناسبت باشد كه شىء مادّى استعداد درك مجرد ندارد . كما قيل :
« رو مجرّد شو مجرد را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين »
پس آنگه لمعهاى از برق تأييد
چه وقتى كه نفس مجرّد شد ، منتقش مىشود « 3 » در او علوم نظريّه ، بلكه عقل بسيط خلق مىكند جميع اين « 4 » مطالب را به اذن احسن الخالقين . يعنى نفس از اثر مجاهدات و تصفيهى قلب طاهر ، چون به مرتبهى عقل مستفاد فايض شد ، خودش با ارتباط به مبادى عاليه ، موجد تمام معقولات تفصيليه « 5 » است به تأييد اللّه ، از غير كسب از معلّم و كتاب علميّه . كما قال تعالى فى حقّ نبيّه ( ص ) فى مقام « 6 » اثبات الحجة :
« أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ »
. كما قيل :
« درسى نبود هرآنچه در سينه بود »
از اينجاست كه شيخ اشراق شهاب الدين سهروردى « 7 » در تعريف علم فرموده است : « كان العلم نورا لذاته و نورا « 8 » لغيره » .
هر آن كس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود
يعنى بايد علم انسان به ارشاد و هدايت حق تعالى ، از علم « يقذفه اللّه
هامش
( 1 ) . شا : ( بايد ) را ندارد .
( 2 ) . شا : معقوله بايد
( 3 ) . شا : شود
( 4 ) . پا : ( اين ) را ندارد .
( 5 ) . شا : تفضيليه
( 6 ) . شا : ( مقام ) را ندارد .
( 7 ) . پا : ( شهاب الدين سهروردى ) را ندارد .
( 8 ) . پا : نور