« در همه جا با همه ، ديده به دلدار دوز * از غم عشقش بگوى ، در ره وصلش بكوش »
اما بدون قرار دادن شريك از جهت او كه « 1 » « انّ اللّه يغفر الذنوب جميعا الا من يشرك باللّه » . كما فى القرآن :
« وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً »
.
« همه اندر خداپرستى فاش * ليك آذرصفت خداىتراش »
عارفى در مقام دعوى گويد :
« تو نپندارى كه ما غير از حقيم * فارغ از خويش و وجود مطلقيم »
محقق را كه وحدت در شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است
يعنى كسى كه عارف بالله و محقق و اهل توحيد است ، نظرش بر نور وجود است ؛ و او نيست مگر امر واحد بسيط . چنان كه معلم ثانى فرموده است كه : « 2 » « النّور كلّه حقيقة واحدة « 3 » بسيطة لا اختلاف بين مراتبها « 4 » الّا بالكمال و النقص و ما به الامتياز فيه « 5 » عين ما به الاشتراك و ما به الاشتراك فيه « 6 » عين ما به الامتياز » . اين است كثرت مراتبى كه منافى با وحدت او نيست ، بلكه مؤكّد وحدت اوست . كما قيل :
« زلف آشفتهى او موجب جمعيّت ماست »
هامش
( 1 ) . شا : ( كه ) را ندارد .
( 2 ) . پا : ( كه ) را ندارد .
( 3 ) . شا : واحد
( 4 ) . پا : مراتبه
( 5 ) . شا : فيها
( 6 ) . شا : فيها