الاطلاق . و اشاره به همين مطلب است قوله تعالى :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ »
.
و زان حيران شد اندر ذات واجب
يعنى باز چون نظرش بر ظاهر است ، حيران در ذات شده « 1 » و قوهى آن ندارد كه از ذات « 2 » بذاتهاش ثابت نمايد او را . چنانكه گذشت كه اهل اللّه را مذهب همين است ؛ كما ورد : « عرفت اللّه باللّه » ؛ بلكه ممكن در ميانه نمىبينند . به زبان ، بلكه از عين جان مىگويند :
« چه غير و كجا غير و كو نقش غير ؟ * سوى اللّه ، و اللّه ما فى الوجود »
چو عقلش كرد در هستى تو غلّ * فروپيچيد پايش در تسلسل
يعنى حكيم متفلسف ، چون در اين موجودات عالم ملاحظه كرد ، صدور هريك [ را ] از ديگرى ديد ، از اين جهت پايش باقى ماند در تسلسلى كه او ترتّب « 3 » امور غير متناهيه است ، و نفهميده كه خالق تمام حق است ، چه « 4 » كما قال تعالى « 5 » :
« هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ »
. و تمام از او صادر شدهاند « 6 » كه « لا مؤثر فى الوجود الا اللّه تعالى » . « 7 »
ظهور جملهى اشيا به ضدّ است
چنانكه معروف است « 8 » : « الاشياء لا تعرف الا باضدادها » . مثل آنكه سفيدى محقق نمىشود مگر در مقابل سياهى . يعنى انسان وقتى كه به عقل جزيى ملاحظه نمود در عالم از درّهى بيضاء تا ذرّهى هباء هيولا و
هامش
( 1 ) . پا : شد
( 2 ) . پا : ( ذات ) را ندارد .
( 3 ) . شا : ترتيب
( 4 ) . پا : ( چه ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( كما قال تعالى ) را ندارد .
( 6 ) . شا : شده
( 7 ) . پا : ( تعالى ) را ندارد .
( 8 ) . پا : است كه