بعد از آن از صوامع ملكوت * نورها آشكار مىبينم
صورت او چو جبههء خورشيد * نور او آشكار مىبينم
بركات سما به آن يكسر * نازل از كردگار مىبينم
مكر كفار مىشود باطل * همه را شرمسار مىبينم
چونكه ده دور لطف او گذرد * فتح را استوار مىبينم
آنچه گرگست و ميش باهم يار * همه را دوستدار مىبينم
حكم غيب از ظهور او ساطع * ظاهرى را تباه مىبينم
اول و ديّمى شود محروق * حكم حق را ظهور مىبينم
مؤمن و كافران شوند ممتاز * چونكه در اختيار مىبينم
امتحانات حق شود نازل * همه را برقرار مىبينم
هركه كافر بدى شود مقتول * كفر را بىقرار مىبينم
مؤمنان در سعادت ابدى * همه را تاجدار مىبينم
تاج ايمانيان به سر گيرند * همه را همچو ماه مىبينم
نور هر نبى شود باهر * در زمين نور مىبينم
مظهر اللّه از تجلّى حق * همچه مرآت صاف مىبينم
شهر بابل شود چو ملك قديم * همه را در امان مىبينم
پايتختش همىبود كوفه * نور را صد هزار مىبينم
چون ندايش رسد به شهر سبا * همه را هوشيار مىبينم
نور حق از ولايتش باهر * همچه شمس و نجوم مىبينم
جبهه مؤمنان ز نور هدا * همه را شهريار مىبينم
همه مسندنشين عزّ و جلال * هريكى سو هزار مىبينم
مؤمنان را ز لطف زنده كند * كافران را خراب مىبينم
نور قدسى چو جلوهگر گردد * همه شمس النّهار مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣٣١