اهل مشهد ز عالم و جاهل * همه را بىقرار مىبينم
بعد از آن از عنايت ازلى * روس را در فرار مىبينم
از خراسان به سمت عشقآباد * نصرت اندر ظهور مىبينم
يك بيابان ز خون لشكر روس * همه را جوى خون مىبينم
آنچه باشد ز نصرت اسلام * ياوران بىشمار مىبينم
از خيابان عشق لشكر كفر * كشته بىشمار مىبينم
بعد يك سال لشكر انبوه * از يمين و يسار مىبينم
ليك از فرط رحمت مولا * همه را خاكسار مىبينم
اهتدايى رسد به لشكر روس * همه را در سلام مىبينم
نور حق چون ز طوس جلوه كند * خلق در مهد نار مىبينم
لشكر روس اهل جزيه شوند * جزيه بىشمار مىبينم
در خراسان شهى مسلمانى * در جدال و فتوح مىبينم
ده هزاران غنايم روسى * در خراسان چهار مىبينم
تا كه از سمت تربت ترشيز * تركمانان سوار مىبينم
آتش جنگ چون زند شعله * زائران را تباه مىبينم
لشكر شاه با تفنگ و سيوف * تركمان را چو خاك مىبينم
بعد از آن در نواحى بسطام * حاكمى با قوام مىبينم
همه را امن با امان كند * چون سر تاجدار مىبينم
نور حق چو جلوهگر گردد * صاحبالامر را عيان مىبينم
چونكه ظاهر شود ز امّقرى * عدل او برقرار مىبينم
عالم از عدل او شود آباد * همه را دادخواه مىبينم
معجزات نبى از او يكسر * همه را در عيان مىبينم
بركات زمين شود ظاهر * همه را آبدار مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣٣٠