مژده مىرسد ز مصر و عراق * هر يكى جلوهگاه مىبينم
سمت درياى اخضر از ره كين * لشكرى بىقرار مىبينم
جمله اطفال بىگناه شهيد * مادران داغدار مىبينم
بعد سى روز لشكر اسلام * همه را در فتوح مىبينم
لشكر كفر منهزم گردند * راه حق در جهاد مىبينم
چونكه قرنى ز اين قضيه گذشت * در خراسان سپاه مىبينم
تركمانان و لشكر افغان * سه هزاران سوار مىبينم
از مزينان تا به كوه گردد * لشكرى خونخوار مىبينم
لشكر كفر مىشود ويلان * فتح شه در عيان مىبينم
بعد از آن سمت دهنه زيدر « 1 » * يكهزاران سوار مىبينم
همه از تركمان معدن كفر * زائران را اسير مىبينم
بعد از آن از نواحى قائن * لشكرى با امير مىبينم
چونكه سيصد نفر شود مقتول * همه را در امان مىبينم
زائران جمله در امان شوند * سالكان در قرار مىبينم
بعد از آن در نواحى بهرود * لر كى پرعيار مىبينم
با هزاران سوار و لشكر شوم * سارق بىشمار مىبينم
بعد از آن با امير تبريزى * فتنهها در مقام مىبينم
لشكر ترك كارزار كند * همه را جانگداز مىبينم
جنگ مغلوبه در سر صحرا * خونريزى هزار مىبينم
بعد از آن نصرتى مقاممقام * نصرتش در شمال مىبينم
بعد از آن لشكرى ز روس آيد * شعلهاش را به طوس مىبينم
هامش
( 1 ) . سه محل به اين نام خوانده شده است ؛ 1 : « زيدر » دهى است از دهستان عربخانه بيرجند ؛ 2 : « زيدر » دهى است از دهستان قوشخانه قوچان ؛ 3 : « زيدر » محلى است نزديك سبزوار .