تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
از حوادث همه نهفته شوند * بعد از آن صلح عام مىبينم بعد از آن وقت جنگ تازه شود * حسنى را در براز « 1 » مىبينم لشكرش مىرسد به هشت و چهار * لشكرى شعله‌دار مىبينم تا سه سالى درنگ خواهد كرد * بعد از آن خاكسار مىبينم با حويريّه جنگ خواهد كرد * حال او در شكست مىبينم بعد از آن رايتى ز سفيانى * عدّ او صد هزار مىبينم از خراسان تا مدينه رود * فتح را شصت بار مىبينم بعد از آن سوى مكّه و سودان * سير او را نهان مىبينم چون‌كه در شام و مصر جلوه كند * عدل او برقرار مىبينم بركاتى از او شود ظاهر * همه را سرفراز مىبينم بعد از آن مىرود به سمت يمن * موت او را عيان مىبينم نوجوانى ز نسل او چون ماه * دولتش برقرار مىبينم در خطا و ختن نظاره كند * ثروتش را زياد مىبينم دوستانش همه عزيز و نجيب * دشمنان را خراب مىبينم چون‌كه پنجاه بگذرد ز امام * طفلكى تاجدار مىبينم وزرا در جوار حضرت او * همه را بىعيار مىبينم ظلم بسيار از وزارت جنگ * عدل را برقرار مىبينم از اتابك جوان سىساله * ظلم را پايدار مىبينم چون‌كه نه ماه بگذرد ز جهان * سلطنت را عديم مىبينم كوه زوراء موضع جنگ است * لشكرش را هزيم مىبينم جنگ مغلوبه عصر خواهد شد * صد نفر را قتيل مىبينم
هامش
( 1 ) . صحرا و فضاى فراخ .