از گناه مخالفان عنود * نرخها را گران مىبينم
بعد نه ماه مىشود ارزان * خلق را در رفاه مىبينم
ليك طاعون در عراق افتد * خلق را در هلاك مىبينم
بعد شش ماه از عنايت حق * همه را خوشگوار مىبينم
ليك در سمت خزعل و فرعون « 1 » * سطوتى برقرار مىبينم
جمله اعراب متفق گردند * عُرب را بىشمار مىبينم
ليك روم مىشود همى غالب * كشته بىشمار مىبينم
ليك كربوبلا ز نصرت حق * حفظ حق استوار مىبينم
پس طويرج شود ز آب خراب * اين خراب از فرات مىبينم
آب آيد به شهر نو يكسر * چند خانه خراب مىبينم
ليك هنديّه مىشود معمور * بعد چندى خراب مىبينم
مملكت پى ز دولت رومى * بهر تعمير راه مىبينم
راهها مىشود به هم نزديك * عابران در مقام مىبينم
بعد از آن حرب مىشود غالب * راهها را خراب مىبينم
بعد از آن حرب مىشود مغلوب * راه را در امان مىبينم
عرب حرب چون شود مغلوب * شاه را در جدال مىبينم
در ميان مدينه و مكّه * راه را شيعهوار مىبينم
از مدينه به مكه در يك روز * حاجّ را در طواف مىبينم
از و با خلق مىشوند فانى * جمله را در قبور مىبينم
سى هزار از طوايف حجّاج * همه را در هلاك مىبينم
از شعب « 2 » تا به مكّه جنگ افتد * فتنه را در حجاز مىبينم
هامش
( 1 ) . متن چنين است .
( 2 ) . واديى است ميان حرمين .