مال مظلوم مىشود تاراج * نصرتش را عديم مىبينم
اردبيل از شرار مستبدان * شورشى پرعذاب مىبينم
بعد از آن لشكرى ز رى آيد * اردبيلى چو شام مىبينم
از جفاى چو رستم غدار * خلق را در عتاب مىبينم
لشكرش جمله مردمان جهول * سطوتش را شديد مىبينم
ليك در سمت خطّه لنجان * همه را در امان مىبينم
سمت رودشت و قمشه و سامان * عدل را برقرار مىبينم
دو برا آن ز غلّه و محصول * خلق را زارِ زار مىبينم
در قهاب و كرارج و برخوار « 1 » * بركاتى زياد مىبينم
سمت رهنان و سائر اطراف * حاكمى پرشرار مىبينم
سمت قزوين و خطّه زنجان * شاهكى بىقرار مىبينم
چند روزى به دعوى شاهى * ليك او را خراب مىبينم
سيّدى در ممالك خمسه * شورشش را عيان مىبينم
بعد يك ماه مىشود مغلوب * خلق را در فرار مىبينم
سمت قفقاز قتل خواهد شد * ظالمان را قويم مىبينم
بادكوبه ز لشكر كفّار * جوى خون را روان مىبينم
چونكه نه سال بگذرد ز قضا * شيعه را در جهاد مىبينم
فتح اسلام جلوه خواهد كرد * نصرتى با قوام مىبينم
چون نصارى ذليل و خوار شوند * جاهدان را نصير مىبينم
در خراسان به فتح و فيروزى * لشكرى كامكار مىبينم
بعد از آن لشكرى ز سمت هرات * همه را پرشرار مىبينم
هامش
( 1 ) . هر سه مورد ، بخشهايى از شهرستان اصفهان است .