شهر تبريز مىشود معمور * عالمى شهسوار مىبينم
بعد از آن عالمى شود باهر * بهر اصلاح حال مىبينم
همدانى براى مشروطه * همتش را جسيم مىبينم
مجلس انجمن شود منصوب * ليك حالش ضعيف مىبينم
رشت و جيلان و ساير اطراف * شورشان را قويم مىبينم
تا به مازندران شود موصول * افتتاحش كريم مىبينم
بار ديگر نظر به مشهد و طوس * شورشى بىقرار مىبينم
بعد ده روز مىشود ساكن * از حكومت فريب مىبينم
سيدى از نژاد شاه شهيد * اندر آنجا غريب مىبينم
بعد يك سال مىشود منصور * چونكه او را نصير مىبينم
سمت قوچان ز ظلم حاكم جور * دختران را اسير مىبينم
سبزوار و نواحى آنجا * مظهر عدل و داد مىبينم
چونكه سال سيم پديد آيد * حاكمى با شداد مىبينم
بعد نه ماه مىشود مقتول * خلق را در سرور مىبينم
بعد از آن در نواحى يثرب * خسف را در چهار مىبينم
خسف ديگر شود به ارض حجاز * ده نفر را هلاك مىبينم
چونكه ظلم و جفا شود غالب * لشكرى صد هزار مىبينم
همچو چنگيزيان شراره زنند * قتل را بىحساب مىبينم
بعد از آن شيعه مىشود غالب * همه در اقتدار مىبينم
دشمن دين همىشود مقهور * همه را در شرار مىبينم
فقه شيعه رواج مىگردد * سنّى اندر حصار مىبينم
كتب شيعه جلوه خواهد يافت * هريكى چون هزار مىبينم
ليك سنّى ذليل خواهد شد * همه را در عتاب مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣٢٤