اهل دل را بهسان يوسف مصر * سجن و غم برقرار مىبينم
مذهب جعفرى . . . . . . * عالمان شرمسار مىبينم
دوستان خدا و اهل شرف * همه را زارِ زار مىبينم
هريك از حاكمان جور و جفا * همچو آتش شرار مىبينم
بعد از آن حاكمان تازه و نو * بر عدالش خمار مىبينم
چونكه سال جديد پيش آيد * ظالمان را چو مار مىبينم
سال دوم چو آيدت به ظهور * ظالمان را خراب مىبينم
آنچه عالم بود در اهل وطن * همه را شاهوار مىبينم
عالمى بعد از آن شود باهر * لطف او بىشمار مىبينم
سرّ حق از وجود او ظاهر * علم را برقرار مىبينم
رونق علم مىشود كامل * همتش آشكار مىبينم
همدان را ز يمن اهل وفا * مأمن اهل راز مىبينم
اندكى گر بود ره تأمين * در عراق و به شام مىبينم
نجف از بهر عالم عامل * بهتر از هر ديار مىبينم
بعد از آن از حقايق ايمان * نور دل در چهار مىبينم
بعد از آن در بنادر عبّاس * يك صد و چهار در مىبينم
سال سوم چو مىشود طالع * سالكان را هزار مىبينم
اين صفاهان ز يمن لطف خدا * معدن عدل و داد مىبينم
سال چهارم ز ظلم لشكر كرد * قصر شيرين خراب مىبينم
سال پنجم ز يمن صدق و صفا * روس را بىقرار مىبينم
سكهها جمله مىشود مغشوش * ز آنكه من بىغبار مىبينم
از يمين و يسار فتنه و جنگ * دشمنى تاجدار مىبينم
حاكم يزد و ظالم كرمان * هر دو را جانگداز مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣٠٨