تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اهل دل را به‌سان يوسف مصر * سجن و غم برقرار مىبينم مذهب جعفرى . . . . . . * عالمان شرمسار مىبينم دوستان خدا و اهل شرف * همه را زارِ زار مىبينم هريك از حاكمان جور و جفا * همچو آتش شرار مىبينم بعد از آن حاكمان تازه و نو * بر عدالش خمار مىبينم چون‌كه سال جديد پيش آيد * ظالمان را چو مار مىبينم سال دوم چو آيدت به ظهور * ظالمان را خراب مىبينم آنچه عالم بود در اهل وطن * همه را شاهوار مىبينم عالمى بعد از آن شود باهر * لطف او بىشمار مىبينم سرّ حق از وجود او ظاهر * علم را برقرار مىبينم رونق علم مىشود كامل * همتش آشكار مىبينم همدان را ز يمن اهل وفا * مأمن اهل راز مىبينم اندكى گر بود ره تأمين * در عراق و به شام مىبينم نجف از بهر عالم عامل * بهتر از هر ديار مىبينم بعد از آن از حقايق ايمان * نور دل در چهار مىبينم بعد از آن در بنادر عبّاس * يك صد و چهار در مىبينم سال سوم چو مىشود طالع * سالكان را هزار مىبينم اين صفاهان ز يمن لطف خدا * معدن عدل و داد مىبينم سال چهارم ز ظلم لشكر كرد * قصر شيرين خراب مىبينم سال پنجم ز يمن صدق و صفا * روس را بىقرار مىبينم سكه‌ها جمله مىشود مغشوش * ز آنكه من بىغبار مىبينم از يمين و يسار فتنه و جنگ * دشمنى تاجدار مىبينم حاكم يزد و ظالم كرمان * هر دو را جان‌گداز مىبينم