هركه را اسرار حق آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند
و هي هذه :
بسم الله الرحمن الرحيم
آتشى پرشرار مىبينم * عالمى زارزار مىبينم
فتنه و جنگ در معاضد دين * يك به صد يك هزار مىبينم
امتحانى شده به خلق خدا * ممتحن در شرار مىبينم
بعد از آن در ممالك تبريز * جنگ را پايدار مىبينم
قتل مشروطه بعد از استبداد * جمله را پاى دار مىبينم
از يمين و يسار جنگ و جدال * در جهان پايدار مىبينم
ترك و اشرار را به يكديگر * همه در جنگ و تاز مىبينم
در صفاهان ز يمن اهل وفا * همه را در امان مىبينم
از مقام هدايت علما * جمله را هوشيار مىبينم
نور قدسى ز هر طرف ساطع * همه را برقرار مىبينم
در ره كوهسار ز اهل وفا * كشتهها برقرار مىبينم
در شوارع ز كثرت دزدان * سالكان بىقرار مىبينم
تاجران بينوا شوند آن روز * سرقت بىشمار مىبينم
تاجر از رسد دزد بىمايه * همه را داغدار مىبينم
در صفاهان ز ظلم جباران * همه را داغدار مىبينم
حاكمى از شدائد ظلام * ظلم او بىحساب مىبينم
چاكرانش همه ظلوم و جهول * صاحب ننگ و نام مىبينم
كلب با او همىبود مشهور * نكبتى چون كلاب مىبينم
نايب او بسى بود غدّار * جور او را شرير مىبينم