كوه و صحرا ز شرّ توپ و تفنگ * كشتگان را هزار مىبينم
سمت زوراء « 1 » و خطّه طهران * مقتلى زارزار مىبينم
بختيارى چو مىشود غالب * شاه را بىمراد مىبينم
در ميان جمادى است و رجب * احمدى تاجدار مىبينم
ليك در سلطنت بود قاصر * جمله را بر خلاف مىبينم
ليك در مجلس بهارستان * مجمعى پرعيار مىبينم
قتل و غارت همىشود كوتاه * مأمنى در كنار مىبينم
عضد الملك مىشود نايب * نصح او را قويم مىبينم
بعد يك سال مىشود آشوب * هرجومرج شديد مىبينم
ليك در ملك شاه عثمانى * همه را در امان مىبينم
ليك در سمت خطّه شيراز * ملخ بىشمار مىبينم
چونكه شهر نهم پديد آيد * فتنه بىحساب مىبينم
بعد يك سال مىشود خاموش * شرع را در رواج مىبينم
مسجد و خانقاه گشته خراب * جمله را بىحصار مىبينم
بعد از آن در ممالك شيراز * قتل و غارت هزار مىبينم
خطّه لار جنگ خواهد شد * اوليا را غريب مىبينم
سيّدى از نژاد شاه شهيد * غيرتش را عظيم مىبينم
نصرت او بود ز شرع رسول * فتح را استوار مىبينم
بعد شش سال مىشود مغلوب * ظالمى بر شرار مىبينم
ليك در سال نو ز نور هدى * همه را در فراز مىبينم
قتل و غارت ز لطف حق موقوف * همه را در امان مىبينم
هامش
( 1 ) . دجله بغداد را گويند .