تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مطلع او از امام حق بود * از ولايت سير او مشتق شود علم معنى بود ز اسرار نهفت * صاحب اسرار اندر چاه گفت علم معنى در جهان پرواز كرد * قدسيان را بهر حق همراز كرد علم معنى راز دل را ساز كرد * اهل دل را با خدا همراز كرد علم معنى سير أو أدنى بود * در مقام آن لن‌ترانى كى شود علم معنى بود ز انوار خدا * علم معنى بود اسرار هدى علم معنى مظهر واحد بود * كى به رازِ مردم جاحد شود علم معنى قلب را جولان دهد * مظهر غفّارى رحمان شود علم معنى روح انسانى بود * رهنماى راه سبحانى شود علم معنى ذكر درد اولياست * علم معنى از مقام اصفياست هركه معنى را نداند جاهل است * و آنكه داند رهنماى كامل است

حكايت و بشارت

در كنار كوفه ديدم عارفى * در مقامات شريعت صارفى بود در سير فنا چون واصلان * در مقام معرفت چون عاشقان از غم دنياى دون آزاده بود * در حقيقت سير حق را بنده بود كه تفكّر داشت اندر نعمتش * داشت اميدى ز لطف و رحمتش سجده‌گاهش بود در خاك فنا * جايگاهش بود در سرّ و صفا گاه گريان بود از خوف خدا * گاه جولان داشت در سير فنا گاه بد مستغرق راه فنا * تا كه باشد عاشق جذب هدا نور عرفان بود بر سيماى او * . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هر زمان از خوف حىّ لا يموت * ياد مىكردى ز ارض حضرموت ناگاهان سيرش شدى در اصفهان * نور ايمان شد ز سرّ او عيان
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 287 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى