اين جهان باشد زيان بر اوليا * ليك جنّت گشته بر اهل شقا
راستى گر هست ميلت با صفا * چون صف عشّاق بينى در صفا
چون شوى محبوب درگاه خدا * تو همىبينى بلا اندر بلا
چند هستى تابع ميل و هوس * بگذر از دنياى دون اى بو الهوس
هركه با اهل جفا همراه شد * در ره دين خدا گمراه شد
هركه را لطف خدا شامل شود * بر مقام زهد و دين نائل شود
اهل دنيا گر ز دنيا بگذرند * بر فراز معرفت آگه شوند
عارفان گر ز آن جهان هم بگذرند * و اصل اسرار سبحانى شوند
عاشقان در حبّ حق جولان كنند * اين جهان را روضهء رضوان كنند
سالكان گر در شريعت ره روند * قابل درگاه يزدانى شوند
واصلان ره اگر گويند راز * از مقامات خداى بىنياز
مُظهر اسرار رحمانى شوند * مظهر اسماء سبحانى شوند
آنچه با حكمت كنند اهل نظر * عاشقان گويند آن را سربهسر
عاقلان گر قيد دنيا بگذرند * دردشان را عاشقان درمان كنند
گر مريدان پند عالم بشنوند * راه حق را بهر خود آسان كنند
زاهدان گر بر جهان واقف شوند * بهر يزدان بر طريقت ره روند
كاملان گر بر وفا ثابت شوند * بر مقامات لدنّى پى برند
سايرانى كه به راه حق روند * عاشق الطاف سبحانى شوند
هركه در راه خدا سيّار شد * از مقام معرفت هشيار شد
و آنكه از راه حقيقت دور شد * از جهالات جهان بىنور شد
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢٨٥