ولى حقّ عبوديّت محال است * كسى كو شكر منعم را محال است
برو دورى كن از خيل شئونات * كه العرفان إسقاط الإضافات
كمال دنيوى در حكم معدوم * وصال وصلتش در حكم مجذوم
چه از دنيا گذشتى شاد گردى * انيس و محرم اسرار گردى
به غفلت پاك گردد از كدورت * شوى ملحق به اصحاب كرامت
و ليكن عقل تو محجوب گشته * خلاف مقصد و مطلوب گشته
و اگر از عقل كل او راضيا بود * بهسان طور سينا با صفا بود
ولى در امر « كن » مستور گشته * بهسان طلعتى بىنور گشته
بيا بشكن طلسم دنيوى را * كه تا يا بى ثواب اخروى را
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٢٥٩