[ 79 ] اشاره در بيان شمّهاى از مقام توجّه و اقبال إلى اللّه سبحانه ، و عدم اعتماد به غير حق سبحانه و تعالى
اى كه ديدى رأفت ربّ كريم * سالها در نعمتش بودى مقيم
نعمتش افزون بود از حدّ و حصر * باب احسانش گشايد سوى عصر
دست حاجت سوى درگاهش ببر * تا شوى فارغ ز شرّ بحر و برّ
شكوه بردن از كريمى بر لئيم * نيست جز از حمق و از قلب سقيم
گر تو باشى عاقل درگاه او * مىشوى در سير حق هشيار او
اين توكّل گفتهء پيغمبر است * سير راه حق سلوك رهبر است
ديدهات بايد سبب سوراخ كن * تا گشايد جذبهات را امر « كن »
اى كه از ياد خدا غافل شدى * بحر عصيان را ز دل ساحل شدى
گاه از وصل رضا خارج شدى * گاه بر قلب وفا خارج شوى
ظاهر تو بر مسلمانى بود * باطنت چون خيل نصرانى شود
ظاهرت چون مظهر اهل بهشت * باطنت مردود و چون اهل كنشت
هر زمان اسلام گويى بر زبان * ليك در قلبت دو صد شرك نهان
شرك تو در راه يزدان منجلى * ليك در نزد خلائق مختفى
گر تو خواهى قرب درگاه رحيم * باشدت مقصود با قلب سليم
شرك باشد مايه جرم و خطا * خواه باشد منجلى يا در خفا