[ 49 ] اشاره عرفانيّه [ در عشق و محبّت ]
بدانكه اين عوالم معنويّه را احدى درك نمىكند مگر به مقام محبّت و شهود . اگر محبّت كامل شود در اصطلاح آن را عشق مىنماند .
اگرچه ذكر عشق در اخبار اهل بيت عصمت عليهم السّلام عنوان نشده است ولى لفظ محبّت و ما يشتقّ منها كرارا در كتاب و سنّت مذكور است . و عشق چون فرد اكمل محبّت است مشمول نصوص كتاب و سنت است ؛ زيرا كه مطلقات از فرد كامل منصرف نمىشوند .
چون مقام عشق من جولان نمود * گوى معنى از دو عالم در ربود
عشق سوى عالم معنى خلد * قيد دنيا را ز پايت بگسلد
عشق كار مردم دانا بود * ربط آن بر عالم بالا بود
عشق بر نور معانى اختر است * چونكه از راه حقيقت رهبر است
عشق غواصى است در درگاه حق * مركبش روح است در صهباى حق
سير عقلانى به سوى عشق شد * رشك عشّاقان اسير عشق شد
سرّ عشق آمد دليل كائنات * فارغ از سوداى افعال و صفات
عشق را گيرم كه در قرآن نگفت * عشق را در كنج ما أوحى نهفت
لى مع اللّه از لسان عشق گفت * ربّ سلّم را ز سوز عشق سفت
در محبّت چون زدى گام نخست * سرّ حق را بينى از روز ألست
چون ألست آمد بر عشّاق حق * زين سبب بردند از ياران سبق