اى ز غفلت غرقه دنيا شدى * مىندانى ظلم شيطانى شدى
شور شيطان را همىخوردى مدام * از براى دين بگشتى نيكنام
هر دوعالم رو به حق بنمودهاند * در سجودش ذكر حق پيمودهاند
هر جماد و هر نبات و هر حصات * جملگى از ياد او دارد حيات
تو چرا از ذكر يزدان غافلى * مجرمى و مجرمى و مجرمى
اى نديده طلعت قدّوسيان * وى نخوانده شاهد كرّوبيان
آنكه از راه حقيقت دور شد * لاجرم از ظلم و عصيان كور شد
و آنكه از علم لدنّى دور شد * چون چراغ بو لهب بىنور شد
آنكه كاشف گشت از نور هدا * از طريق شرع شد اى مقتدا
نور حق از چهرهاش پيدا شود * در مقام معرفت شيدا شود
حكمت ايمانيان فرزانه است * حكمت يونان بسى افسانه است
ذوق عرفان جوى از راه صفا * تا شوى همدفتر اهل وفا
چون خدا « اوفوا بعهدى » گفته است * جوهر معنى در اين درّ سفته است
گر وفادارى بهسويش روى كن * آب لطف رفته را در جوى كن
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص١٧٣