[ 46 ] اشاره در بيان شمهاى از واقعه طلب كه : « من طلبنى وجدنى » . « 1 »
قال اللّه تعالى :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا .
« 2 »
چون رسيدى بر مقامات طلب * هر زمان بينى دو صد رنج تعب
آنكه اندر سرّ كامل للّه است * « البلاء للولا » فرموده است
جدّ و جهدت هست سرّ مرتضى * « ليس للإنسان إلّا ما سعى »
چون دلت از حبّ دنيا پاك شد * لاجرم سرچشمه اسرار شد
از دليل حق نمايد افتخار * رازها را پس نمايد آشكار
اينچنين بايد طلب گر طالبى * گر نباشى بل بدعوى كاذبى
مرد بايد گر طلب در انتظار * از تعيّنها گريزد اشكبار
گر ندارى جدّ و جهدى اى مهين * كى شوى سردفتر اهل يقين
حبّ دنياى دنى ديوانگى است * حبّ محبوب خدايت زندگى است
مرد گمره را نگردى همنشين * تا بگيرد همچو قارونت زمين
اين وفا را مىطلب از اهل دل * تا بگردى از مقام خود خجل
تا در اين ظلمات دنيا گمرهى * عقل خود را راندهاى اندر چهى
هامش
( 1 ) . المحجة البيضاء 7 : 58 ؛ احياء علوم الدين 14 : 91 .
( 2 ) . سوره مباركه عنكبوت : 69 .